تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب ابر sherlock holmes
[ ]
 
 
مراحل ساخت آپارتمان مری و جان
نظرات
یکشنبه 19 دی 1395ساعت : 01:40| نویسنده : محمدامین فیروزی
 
شرینفورد؛کیست یا چیست؟
نظرات
زمانی که استیون موفات و مارک گیتیس مانند همیشه، قبل از شروع فصل جدید سه سرنخ را در اختیار طرفداران قرار دادند، یکی از آن ها توانست که هواداران را بسیار هیجان زده کند؛شرینفورد.



خطر لو رفتن داستان!

ادامه مطلب
پنجشنبه 16 دی 1395ساعت : 01:15| نویسنده : محمدامین فیروزی
 
نعش کش خالی
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

خب .
خب ، بله .
اخبارو دیدین1.


از کجاش شروع کنم ؟

همون طور که روند برچسب ها می گن : sherlocklives#

قبل از این که بریم سراغش ، امیدوارم اخبار دیگر رو هم دیده باشین . اخبار قبل از sherlocklives# . خبری که پلیس آخرسر فهمیده که اون بی گناه بوده . هر چیزی که توی این وبلاگ گفتم راست بوده و حالا همه این رو می دونن . من فقط می خوام یک دقیقه وقتتون رو بگیرم و از کسانی که اینجا نظر دادن و گفتن که هنوز باورش دارن ، تشکر کنم . واقعا کمک کردن .

خب ، آره . از مرگ برگشته . معلومه که برگشته . معلومه که شرلوک هلمز لعنتی می تونه از مرگ برگرده ...
ادامه مطلب
شنبه 14 دی 1392ساعت : 13:33| نویسنده : Sherlockpedia
 
Happy Birthday
نظرات

3 دی 1392


امروز از تولد وبلاگ 2 سال میگذره و  داریم کنار هم  دو سالگی وبلاگ و  جشن میگیریم.

تو این دو سال دوستانه زیادی پیدا کردیم و یا فراموش کردیم،ولی وبلاگ هیچ کسی وفراموش نکرده و هنوز تمام چیزهایی که نوشتیم و از خودمون یادگار گذاشتیم مثل یک کتاب ضخیم در خودش جای داده.
 

دو سال پیش وقتی گوگل و سیرچ کردم با اسم شرلوک هلمز هیچ وبلاگ یا سایت فارسی زبانی و نتونستم پیدا کنم (وبلاگ هایی که پیدا شدند خیلی وقت بود که دست نخورده باقی مونده بودند) و این دلیلی شد تا بخوام وبلاگی با نام این شخصیت ایجاد کنم.

شروع کردم و دنبال چیز هایی گشتم که برای وبلاگ نویسی لازم داشتم.
اولین چیزی که به ذهنم اومد خالق شخصیت شرلوک هلمز بود دوست داشتم در مورد این نویسنده مطلبی بزارم و این کار و انجام دادم.
 و این بهونه ای شد برای اولین پست وبلاگ.


شنیدید که میگن:
هر انچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

قضیه ی شروع وبلاگ هم همین بود و خوشبختانه تعداد بازدید از 4 بازدید در روز بعد از دو سال تبدیل به 2000 بازدید در روز شد.


اولین کسی که ازش خواستم تا برام بیوگرافی تهیه کنه زهره بود که دوست خوبی برام بود ولی متاسفانه خیلی زود همکاریم بهم خورد.

و بعد سارا کسی که دو سال تمام کنار وبلاگ بود و همیشه حامی خوبی براش بود و البته هست( دوستی با قلبی مهربان) .

دومین شخص شر20 بود که طرفدار 2 اتیشه ی بارسلونا بود.

و ati دوست عزیزم .

emm که به خاطر مشغله ی زیاد دیگه عضو نویسندگان نیست ولی هنوز نظراتی رو میشه خوند که توی پست های اون نوشته میشه.

دکتر جان واتسون که سال پیش بیشتر با ما همکاری داشت و دوست عزیزی برای من بود.

داستان های سر مسعود که هوای جدیدی به وبلاگ  آورد.

کیم کولن عزیز که با هنر های خودش و کامیک های با نمک روحیه ی وبلاگ و زنده تر کرد.

دارک مون جان که ما با هم دوستی خاصی داریم  و مدیر وبلاگ داستان ها ی شرلوک هلمز هست.

مهرناز عزیز که در خواست من و پذیرفت و میشه گفت یک ستون محکم برای وبلاگ هست و هیچ وقت نمیشه وبلاگ و بدون اسم اون تصور کرد.

و البته شرلوک پدیا که مدیر وبلاگ شرلوک پدیا هست  ،کسی که با حضورش توی وبلاگ سطح مطالب و بالاتر برد .


محمد بزرگپور که با مطالب مخا خودش احساس نزدیکی بیشتری بین ما و شرلوک به وجود آورد و تشکر فراوانی از نوشتن این مطالب ازشون داریم.

و اما کیمیا که زبان از سخن کوتاه هست در این مورد و یکی از دوستانیست که با دلگرمی و آرامشی که برای شخص من به وجود آورد باعث ادامه ی وبلاگ شد .

و عضو جدید ما که مایکراف هلمز هست و کوچکترین عضو وبلاگ هست .

شخصیت شرلوک باعث شد تا خانواده ی بزرگی ایجاد بشه که همگی از فرزند خردسالمون محافظت میکنیم، امیدوارم این 2 سال تبدیل به 20 سال بشه و بتونیم کنار هم باقی بمونیم.

دوستان عزیز از همگی تشکر میکنم مخصوصا از Asi که در این دو سال همیشه کنار ما بود و هست.

بعد از دوسال میشه گفت بهترین هدیه وبلاگ برای طرفدارا پخش فصل سوم هست و البته قسمت مینی که به زودی برای دانلود قرار خواهیم داد .
Flower


متن از مدیر شرلوک هلمز 











مرتبط با: مناسبت ها ,
سه شنبه 3 دی 1392ساعت : 09:00| نویسنده : کیمیا
 
سفری در گذشته و نگاهی به حال ...
نظرات
مطالب و ویدیویی داریم از جرمی برت و سریال شرلوک هلمز ....

یک ویدیو هم از Sherlock البته به روایتی یک نوع پشت صحنه ... همه در ادامه مطلب ...
(دوستانی هم که حوصلشون سررفته و خودشون رو یک شرلوک هلمزی باتجربه می دونن ، بگن در عکس زیر بالا سمت راست چه علامتیه ؟!)


ادامه مطلب
دوشنبه 13 خرداد 1392ساعت : 14:07| نویسنده : Sherlockpedia
 
شروع کار من ... Just Have Fun !
نظرات
با سلام به همگی ...  امیدوارم از این پست خوشتون بیاد . یک نوع شروعه برای کار من توی این بلاگ . خوش باشید ...
(یک ویدیوی طرفداری برای شرلوک ، چند عکس ، موزیکی طرفداری برای جرمی برت و تریلر Elementary اپیزود 22 در ادامه مطلب)
Just Have Fun
ادامه مطلب
مرتبط با: متفرقه ,
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392ساعت : 22:54| نویسنده : Sherlockpedia
 
john !
نظرات
دوشنبه 26 فروردین 1392ساعت : 12:10| نویسنده : Sherlock 221
 
حل مسئله به روش شرلوک هولمز
نظرات

حل مسئله بیشتر از آنکه وابسته به ابزار خاصی باشد به یک الگوی فکری نیاز دارد. الگوی فکری به شما کمک می‌کند تا بتوانید با موضوع مورد نظر خودتون به خوبی برخورد کنید و در مسیر خود به سمت جواب، قدم‌های درستی بردارید. وقتی صحبت از مسئله و معما می‌شود، از نام آقای شرلوک هولمز نمی‌توان چشم پوشی کرد. این ۸ قدم از روش‌هایی است که آقای هولمز برای حل معماهای پلیسی خود استفاده می‌کند. شاید در حل مسئله برای شما الگوی خوبی باشد.


۱- مسئله را تعریف کنید.

شرلوک هولمز همیشه می‌داند که دنبال چه چیزی باید بگردد و هدفش چیست. تعریف مسئله بخش بسیار مهمی است. اگر شما موضوع مورد نظر خودتون رو بخوبی نشناسید برای حل آن دچار مشکل خواهید شد و ممکن است در مسیر اشتباه قرار بگیرید. پس به‌خوبی بدانید که هدف چیست و محدوده موضوع مورد نظر را تعریف کنید. شما دقیقا باید بدانید دنبال چه چیزی می‌گردید. هدف خود را به شکل مشخص بنویسید و جلوی چشم خودداشته باشید.




۲- مفروضات را جمع آوری کنید.

شرلوک هولمز پس از اینکه هدف خود را شناخت به سراغ جمع آوری شواهد و مدارک موجود می‌رود. جمع‌آوری مفروضات یک مسئله نقطه مهمی است برای رسیدن به راه‌حل. به همه جنبه‌ها فکر کنید و پیش فرض‌ها را جمع‌آوری کنید. اگر پیش‌فرض‌های شما در غالب روزنامه، تصویر، نوشته یا هر المان فیزیکی است، می‌توانید آنها را در یک نقطه جمع کنید. استفاده از وایت بورد یا شیشه در این بخش کاربردی است. می‌توانید مفروضات را روی Sticky Note بنویسید، تمام کاغذها و مدارک دیگر را هم جمع کنید و بخشی از وایت بورد را به مفروضات مسئله اختصاص دهید. سپس همه را با هر ترتیبی که می‌خواهید در آن قسمت بچسبانید. گاهی برای جمع آوری مفروضات زمان زیادی لازم است و ممکن است شما مثل یک کارآگاه به جاهای مختلف بروید. آقای هولمز برای این کار یک دفترچه جیبی دارد. پس شما هم ابزار یادداشت خود را پیدا کنید. نقشه ذهنی هم برای کار ابزار بدی نیست و می‌توانید از آن استفاده کنید. مطلب ۷ ابزار غیر کامپیوتری که کارایی شما را افزایش می‌دهد را هم می‌توانید مطالعه کنید

۳- دکتر واتسون‌ها را صدا کنید.

شرلوک هولمز مسائل را با کمک دستیار خود حل می‌‌کند. باید قبول کرد که حل یک مسئله به تنهایی کار دشواری است و افراد مختلف در جایگا‌ه‌های متفاوت، دیدگاه‌های گوناگونی خواهند داشت که به حل مسئله کمک می‌کند. بنابراین بهتر است از افرادی که می‌توانند در حل مسئله به شما کمک کنند دعوت کنید.


۴- بپرسید “چرا؟”

همه از اهمیت پرسیدن سوال خوب آگاه هستیم. آقای هولمز در زمان‌های مناسب سوال‌های خوبی می‌پرسه و برای آنها به دنبال جواب می‌گرده. برای اینکه بتوانید به ریشه‌های مسئله مورد نظر خود دست پیدا کنید بپرسید چرا این اتفاق افتاد؟ دلایل چه بودند؟ برای پاسخ به این سوال‌ها از مفروضات خود استفاده کنید. جوابها را در بخش جدیدی روی وایت بورد بنویسید و مفروضات را به هر جواب ارتباط دهید. برای هر جواب دوباره یک “چرا؟”. این کار را آنقدر ادامه دهید تا چرایی باقی نماند و کماکان ارتباط بین هر سوال، جواب و مفروضات موجود را به هم وصل کنید.


۵- از حل مسئله لذت ببرید.


یکی از رمز‌های موفقیت آقای هولمز این است که از کاری که انجام می‌دهد لذت می‌برد و کسی او را مجبور به انجام کاری نمی‌کند. در واقع حل مسئله برای آقای هولمز، مخمصه نیست، بلکه چالشی است که بوسیله آن خودش را آزمایش می‌کند و توانایی‌های خود را می‌سنجد و با هر بار برنده شدن خودش را تحسین می‌کند و اعتماد به نفس بیشتری می‌گیرد. اگر خود را درگیر مخمصه کنید یا خودتان، خودتان را گیر بیاندازید، پیدا کردن راه‌حل بسیار سخت خواهد شد. بنابراین سعی کنید شرایطی را فراهم کنید که از حل مسئله لذت ببرید.



۶- دام‌ها را حذف کنید.

سر راه آقای هولمز همیشه دام‌هایی وجود دارد که او را از مسیر اصلی خارج می‌کند. در طول مسیر شناسایی ریشه‌ها ممکن است درگیر موضوع‌های فرعی بشوید و از بحث اصلی خارج شوید. مواظب حاشیه‌‌ها و بحث‌های جنبی باشید.


۷- کشف کنید.

آقای هولمز در جریان کار خود شواهد اضافی و جواب‌های اشتباه را حذف می‌کند تا رابطه اصلی واقعه با مجرم را پیدا کند. برای اینکه به جواب اصلی برسید می‌توانید کم کم جواب‌های اشتباه و شواهد و مفروضاتی که دیگر به کار نمی‌آیند را حذف کنید. با این کار بین مسئله اصلی و جواب اصلی یک رابطه وجود خواهد داشت که جواب شما است.


                                  

۸- مرور کنید.

شرلوک هولمز پس از کشف جواب با دکتر واتسون داستان را مرور می‌کند. مرور به شما کمک می‌کند تا تصویری از مسیری که آمده‌اید را ببینید و تجربیات خود را برای مسئله جدید ثبت کنید. این کار را می‌توانید وقتی با همکاران و دوستانتان مشغول نوشیدن چای یا قهوه هستید انجام بدهید.


و شرلوک هولمز در طول زمان

آقای هولمز در طول زمان به آقای هولمز تبدیل شده. برای اینکه به یک تحلیل‌گر خوب و یک مسئله حل کن حرفه‌ای تبدیل شوید باید جسارت درگیر شدن در مسئله را داشته باشید و در طول زمان مسائل مختلفی را حل کنید. درست مثل توان حل مسائل ریاضی یا توانا‌یی‌های جسمانی، این تمرین و استمرار است که شما را موفق خواهد کرد.


منبع را در پست های بعد



جمعه 29 دی 1391ساعت : 22:16| نویسنده : Sherlock 221
 
نامه ی شرلوک به بابا نوئل
نظرات


بابانوئل عزیز
من می دونم که شاید تو واقعی نباشی برای اینکه این بی معنیه اما مشکلی به وجود نمیاد اگه سعیم رو بکنم.من امسال پسر خوبی بودم به جز با مایکرافت که خودشم خوب نیست پس اون به حساب نمیاد. من برای کریسمس یه دوست خوب می خوام که اوقاتی که عبوس و بداخلاق و بی عاطفه هستم دیوونه نشه.این خیلی مهمه همچنین یه میکروسکوپ و یه ویولون هم می خوام . اما دوست اول از همه.
از طرف شرلوک هلمز
5 ساله

ارسالی از طرف asi  نوئل عزیز

مرتبط با: مناسبت ها ,
جمعه 8 دی 1391ساعت : 22:00| نویسنده : Sherlock 221
 
شرلوک 14
نظرات

شرلوک هولمز : آخرین مسابقه مک میلان (قسمت سوم)

صبح روز بعد،وقتی جان از خواب برخاست متوجه شد که شرلوک در اتاق نیست و تختش مرتب شده.جان دور و برش را گشت و متوجه کاغذی که به آینه چسبیده شده بود گردید.او کاغذ را خواند:صبح به خیر جان! من رو ببخش که بی خبر رفتم.امروز برای تحقیق بیشتر در رابطه با پرونده ی مک میلان به خانه اون میرم تا با همسرش صحبت کنم.شرلوک." جان گفت:حیف شد.من خیلی مشتاق بودم تا توی حل این معما بهش کمک کنم ولی مثل اینکه خودش تنهایی میخواد حلش کنه."

..............................................................................................................................

شرلوک روی صندلی در خانه مک میلان نشسته بود و در حال نوشیدن یک فنجان چای بود.دوشیزه مک میلان روبروی او نشسته بود.او کلاهی توردار صورتی رنگ و یک لباس صورتی نیز بر تن داشت و شرلوک هم کت و شلوار مشکی رنگش را به تن کرده بود و منتظر شنیدن صحبت های همسر مک میلان بود.شرلوک پرسید:میتونم بپرسم که خبر مرگ شوهرتون رو کی شنیدید؟" دوشیزه مک میلان گفت:آه.خب فکر کنم یک ساعت پس از تصادف خبر مرگ تام رو شنیدم.واقعا براش متاسفم.مسلما اعضای تیم هم از مرگ اون ناراحتند.تام افتخار اونا بود." شرلوک گفت:مطمئنا همینطوره.اما... میشه یه سوالی ازتون بپرسم؟شما به نظر اونقدر ناراحت نمیاین.من رو ببخشید اما کوچکترین غمی توی چهره تون احساس نمیکنم." زن جواب داد:فکر نمیکنم زیاد ناراحت کننده باشه.از مرگش خوشحال نیستم ولی اون شوهر خوبی نبود.این اواخر خیلی اختلاف بین ما افتاده بود.باید بهتون بگم که اون منو کتک هم میزد.ما میخواستیم از هم طلاق بگیریم.اگر هم گفتم که متاسفم برای تیمش و دوستانش متاسفم." شرلوک فنجان را روی میز گذاشت و گفت:شنیدم که برادرتون به خاطر تام از گروه اخراج شده.میشه بگید رابطه ی اونا با هم چه طوری بود؟" دوشیزه مک میلان پاسخ داد:آقای هولمز!به نظر من مرگ اون یک حادثه رانندگی بوده این طور که اعلام شده.به هرحال درسته که اون جای برادرم رو گرفت اما این دلیلی نمیشد که برادرم بهش حسادت کنه.واقعا این خیلی مسخره است که کسی بخواد اونو متهم کنه." شرلوک گفت:بله.متوجهم.اما در مورد مرگ همسرتون فکر نمیکنید که مرگ اون جدی تر از این حرف ها باشه؟" در همین هنگام در ورودی خانه باز شد و مرد جوان و درشت استخوانی وارد خانه شد.او انگار میخوات باعجله چیزی بگوید.پس بی درنگ لب گشود و گفت:مینروا باید...." خانم مک میلان ایستاد و رو به مرد جوان گفت:اوه مایکل!کجا بودی؟ایشون آقای شرلوک هولمز هستند که درباره ی قتل تام میخوان تحقیق کنند." اما ناگهان زن آرام جلوی دهانش را گرفت و کمی سرخ شد.مایکل به سرعت لبخندی زد و گفت:خوش آمدید آقای هولمز.باعث افتخاره که...." شرلوک برخاست و گفت:می بخشید که حرفتون رو قطع میکنم.اما من واقعا عجله دارم و باید برم.خدانگهدار" مایکل و مینروا از شرلوک خداحافظی کردند.سپس شرلوک آنجا را ترک کرد و به سمت هتل حرکت نمود.

.................................................................................................................................

- این تمام ماجرا بود.جان نظرت چیه؟"

- خب اونا معلومه رابطه جالبی با تام مک میلان نداشتند...و....بعید نیست از مرگش خوشحال باشند.

شرلوک در حالی که روی تختش نشسته بود، به جان نگاه میکرد.او گفت:تنها چیزی که میتونی بگی همینه؟دقیقا هر چیزی رو که شنیدم و گفتم برات بازگو کردم.البته حرفی که میزنی منطقیه ولی اینو هر آدمی که مغزش پر از چیز های خسته کننده و کسالت آوره و در زمینه جرم و جنایت هیچ سررشته ای نداره هم میتونه بگه."

جان سرش را خاراند و گفت:میشه بگی نتیجه گیری های دیگه چیه؟

شرلوک گفت:هنگامی که مایکل وارد شد مینروا بهش گفت ایشون آقای هولمز هستند که میخوان درباره قتل تام تحقیق کنن." جان پرسید:خب این کجاش عجیبه؟" شرلوک گفت:وقتی مینروا اینو به برادرش گفت، مایکل اصلا تعجب نکرد.خواهرش از کلمه قتل استفاده کرد.در حالی که اونا اصرار دارند  بگن که مرگ تام فقط یه حادثه بوده.خب چنین رفتاری خیلی مشکوکه."




قسمت اول آخرین مسابقه ی  مک میلان


قسمت دوم آخرین مسابقه ی  مک میلان

داستان سارق چهره


مرتبط با: فن فیکشن ,
چهارشنبه 6 دی 1391ساعت : 14:42| نویسنده : mmasoudh

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram