تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب ابر هلمز
[ ]
 
 
مردی که بیشتر از دیگران فکر می کند
نظرات
پیر بوآلو و نارسژاک نوشته اند که:«شرلوک هلمز اولین کاراگاهی است که کاملا مطابق موازین علمی عمل می کند.به نظر ما بی فایده است که در این باره دلایل دیگری ارائه کنیم.بهتر است بار دییگر به داستان های زیر مراجعه شود:درنده بسکرویل(تشخیص این که نویسنده ی نامه زن است به دلیل عطر نامه)،جعبه ی مقوایی،رساله ی دریایی(تعیین جنس و سطح اجتماعی فرد به کمک خط شناسی)،دره وحشت و مردانی که می رقصند(خواندن رمز)،اتود در قرمز لاکی و نیم تاج برلیز(خواندن نشانه ها)و غیره»و موازین علمی ظاهرا یکی از آن چیزهای است که شرلوک هلمز را از باقی کاراگاه های خصوصی بیش از خود جدا می کند.مردی که زیاد می داند و هرچیز را همان گونه که هست می بیند.گِل های چسبیده به کفش همان قدر به چشمانش می رسند که قطره ای خون روی دستمال سفید.در این روز آفتابی مقتول کجا بوده که کفش هایش گلی شده اند؟مردی که هیچ وقت از سفیدی دستمالش غافل نبوده چرا قطره ی خون را روی دستمالش ندیده؟حقیقت به چشم شرلوک هلمز انگار همین چیز های پیش پا افتاده است که دیگران هم می بینند و از کنارشان می گذرند.حلقه ی ازدواجی که انگار ماه ها در انگشت مقتول بخت برگشته جا خوش کرده.چمدان گم شده ی زنی که لابد به رنگ لباس هاش بوده.دفترچه ای که انگار از فرط ورق زدن زرد شده.چیزی برای پنهان کردن نیست.وتفاوت عمده ی شرلوک هلمز با دیگران انگار در داوری بر مبنای ظواهر است.چیزی غیر از ظواهر نیست و مبنای داوری آدم نباید غیر از این باشد.همین هاستکه شرلوک هلمز را بدل می کند به آدمی که  فکر می کند؛از کنار چیزها بی اعتنا نمی گذرد و لحظه ای از کشف حقیقت غافل نیست.
بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
پنجشنبه 1 اسفند 1392ساعت : 20:27| نویسنده : محمدامین فیروزی
 
حل مسئله به روش شرلوک هولمز
نظرات

حل مسئله بیشتر از آنکه وابسته به ابزار خاصی باشد به یک الگوی فکری نیاز دارد. الگوی فکری به شما کمک می‌کند تا بتوانید با موضوع مورد نظر خودتون به خوبی برخورد کنید و در مسیر خود به سمت جواب، قدم‌های درستی بردارید. وقتی صحبت از مسئله و معما می‌شود، از نام آقای شرلوک هولمز نمی‌توان چشم پوشی کرد. این ۸ قدم از روش‌هایی است که آقای هولمز برای حل معماهای پلیسی خود استفاده می‌کند. شاید در حل مسئله برای شما الگوی خوبی باشد.


۱- مسئله را تعریف کنید.

شرلوک هولمز همیشه می‌داند که دنبال چه چیزی باید بگردد و هدفش چیست. تعریف مسئله بخش بسیار مهمی است. اگر شما موضوع مورد نظر خودتون رو بخوبی نشناسید برای حل آن دچار مشکل خواهید شد و ممکن است در مسیر اشتباه قرار بگیرید. پس به‌خوبی بدانید که هدف چیست و محدوده موضوع مورد نظر را تعریف کنید. شما دقیقا باید بدانید دنبال چه چیزی می‌گردید. هدف خود را به شکل مشخص بنویسید و جلوی چشم خودداشته باشید.




۲- مفروضات را جمع آوری کنید.

شرلوک هولمز پس از اینکه هدف خود را شناخت به سراغ جمع آوری شواهد و مدارک موجود می‌رود. جمع‌آوری مفروضات یک مسئله نقطه مهمی است برای رسیدن به راه‌حل. به همه جنبه‌ها فکر کنید و پیش فرض‌ها را جمع‌آوری کنید. اگر پیش‌فرض‌های شما در غالب روزنامه، تصویر، نوشته یا هر المان فیزیکی است، می‌توانید آنها را در یک نقطه جمع کنید. استفاده از وایت بورد یا شیشه در این بخش کاربردی است. می‌توانید مفروضات را روی Sticky Note بنویسید، تمام کاغذها و مدارک دیگر را هم جمع کنید و بخشی از وایت بورد را به مفروضات مسئله اختصاص دهید. سپس همه را با هر ترتیبی که می‌خواهید در آن قسمت بچسبانید. گاهی برای جمع آوری مفروضات زمان زیادی لازم است و ممکن است شما مثل یک کارآگاه به جاهای مختلف بروید. آقای هولمز برای این کار یک دفترچه جیبی دارد. پس شما هم ابزار یادداشت خود را پیدا کنید. نقشه ذهنی هم برای کار ابزار بدی نیست و می‌توانید از آن استفاده کنید. مطلب ۷ ابزار غیر کامپیوتری که کارایی شما را افزایش می‌دهد را هم می‌توانید مطالعه کنید

۳- دکتر واتسون‌ها را صدا کنید.

شرلوک هولمز مسائل را با کمک دستیار خود حل می‌‌کند. باید قبول کرد که حل یک مسئله به تنهایی کار دشواری است و افراد مختلف در جایگا‌ه‌های متفاوت، دیدگاه‌های گوناگونی خواهند داشت که به حل مسئله کمک می‌کند. بنابراین بهتر است از افرادی که می‌توانند در حل مسئله به شما کمک کنند دعوت کنید.


۴- بپرسید “چرا؟”

همه از اهمیت پرسیدن سوال خوب آگاه هستیم. آقای هولمز در زمان‌های مناسب سوال‌های خوبی می‌پرسه و برای آنها به دنبال جواب می‌گرده. برای اینکه بتوانید به ریشه‌های مسئله مورد نظر خود دست پیدا کنید بپرسید چرا این اتفاق افتاد؟ دلایل چه بودند؟ برای پاسخ به این سوال‌ها از مفروضات خود استفاده کنید. جوابها را در بخش جدیدی روی وایت بورد بنویسید و مفروضات را به هر جواب ارتباط دهید. برای هر جواب دوباره یک “چرا؟”. این کار را آنقدر ادامه دهید تا چرایی باقی نماند و کماکان ارتباط بین هر سوال، جواب و مفروضات موجود را به هم وصل کنید.


۵- از حل مسئله لذت ببرید.


یکی از رمز‌های موفقیت آقای هولمز این است که از کاری که انجام می‌دهد لذت می‌برد و کسی او را مجبور به انجام کاری نمی‌کند. در واقع حل مسئله برای آقای هولمز، مخمصه نیست، بلکه چالشی است که بوسیله آن خودش را آزمایش می‌کند و توانایی‌های خود را می‌سنجد و با هر بار برنده شدن خودش را تحسین می‌کند و اعتماد به نفس بیشتری می‌گیرد. اگر خود را درگیر مخمصه کنید یا خودتان، خودتان را گیر بیاندازید، پیدا کردن راه‌حل بسیار سخت خواهد شد. بنابراین سعی کنید شرایطی را فراهم کنید که از حل مسئله لذت ببرید.



۶- دام‌ها را حذف کنید.

سر راه آقای هولمز همیشه دام‌هایی وجود دارد که او را از مسیر اصلی خارج می‌کند. در طول مسیر شناسایی ریشه‌ها ممکن است درگیر موضوع‌های فرعی بشوید و از بحث اصلی خارج شوید. مواظب حاشیه‌‌ها و بحث‌های جنبی باشید.


۷- کشف کنید.

آقای هولمز در جریان کار خود شواهد اضافی و جواب‌های اشتباه را حذف می‌کند تا رابطه اصلی واقعه با مجرم را پیدا کند. برای اینکه به جواب اصلی برسید می‌توانید کم کم جواب‌های اشتباه و شواهد و مفروضاتی که دیگر به کار نمی‌آیند را حذف کنید. با این کار بین مسئله اصلی و جواب اصلی یک رابطه وجود خواهد داشت که جواب شما است.


                                  

۸- مرور کنید.

شرلوک هولمز پس از کشف جواب با دکتر واتسون داستان را مرور می‌کند. مرور به شما کمک می‌کند تا تصویری از مسیری که آمده‌اید را ببینید و تجربیات خود را برای مسئله جدید ثبت کنید. این کار را می‌توانید وقتی با همکاران و دوستانتان مشغول نوشیدن چای یا قهوه هستید انجام بدهید.


و شرلوک هولمز در طول زمان

آقای هولمز در طول زمان به آقای هولمز تبدیل شده. برای اینکه به یک تحلیل‌گر خوب و یک مسئله حل کن حرفه‌ای تبدیل شوید باید جسارت درگیر شدن در مسئله را داشته باشید و در طول زمان مسائل مختلفی را حل کنید. درست مثل توان حل مسائل ریاضی یا توانا‌یی‌های جسمانی، این تمرین و استمرار است که شما را موفق خواهد کرد.


منبع را در پست های بعد



جمعه 29 دی 1391ساعت : 22:16| نویسنده : Sherlock 221
 
شرلوک 14
نظرات

شرلوک هولمز : آخرین مسابقه مک میلان (قسمت سوم)

صبح روز بعد،وقتی جان از خواب برخاست متوجه شد که شرلوک در اتاق نیست و تختش مرتب شده.جان دور و برش را گشت و متوجه کاغذی که به آینه چسبیده شده بود گردید.او کاغذ را خواند:صبح به خیر جان! من رو ببخش که بی خبر رفتم.امروز برای تحقیق بیشتر در رابطه با پرونده ی مک میلان به خانه اون میرم تا با همسرش صحبت کنم.شرلوک." جان گفت:حیف شد.من خیلی مشتاق بودم تا توی حل این معما بهش کمک کنم ولی مثل اینکه خودش تنهایی میخواد حلش کنه."

..............................................................................................................................

شرلوک روی صندلی در خانه مک میلان نشسته بود و در حال نوشیدن یک فنجان چای بود.دوشیزه مک میلان روبروی او نشسته بود.او کلاهی توردار صورتی رنگ و یک لباس صورتی نیز بر تن داشت و شرلوک هم کت و شلوار مشکی رنگش را به تن کرده بود و منتظر شنیدن صحبت های همسر مک میلان بود.شرلوک پرسید:میتونم بپرسم که خبر مرگ شوهرتون رو کی شنیدید؟" دوشیزه مک میلان گفت:آه.خب فکر کنم یک ساعت پس از تصادف خبر مرگ تام رو شنیدم.واقعا براش متاسفم.مسلما اعضای تیم هم از مرگ اون ناراحتند.تام افتخار اونا بود." شرلوک گفت:مطمئنا همینطوره.اما... میشه یه سوالی ازتون بپرسم؟شما به نظر اونقدر ناراحت نمیاین.من رو ببخشید اما کوچکترین غمی توی چهره تون احساس نمیکنم." زن جواب داد:فکر نمیکنم زیاد ناراحت کننده باشه.از مرگش خوشحال نیستم ولی اون شوهر خوبی نبود.این اواخر خیلی اختلاف بین ما افتاده بود.باید بهتون بگم که اون منو کتک هم میزد.ما میخواستیم از هم طلاق بگیریم.اگر هم گفتم که متاسفم برای تیمش و دوستانش متاسفم." شرلوک فنجان را روی میز گذاشت و گفت:شنیدم که برادرتون به خاطر تام از گروه اخراج شده.میشه بگید رابطه ی اونا با هم چه طوری بود؟" دوشیزه مک میلان پاسخ داد:آقای هولمز!به نظر من مرگ اون یک حادثه رانندگی بوده این طور که اعلام شده.به هرحال درسته که اون جای برادرم رو گرفت اما این دلیلی نمیشد که برادرم بهش حسادت کنه.واقعا این خیلی مسخره است که کسی بخواد اونو متهم کنه." شرلوک گفت:بله.متوجهم.اما در مورد مرگ همسرتون فکر نمیکنید که مرگ اون جدی تر از این حرف ها باشه؟" در همین هنگام در ورودی خانه باز شد و مرد جوان و درشت استخوانی وارد خانه شد.او انگار میخوات باعجله چیزی بگوید.پس بی درنگ لب گشود و گفت:مینروا باید...." خانم مک میلان ایستاد و رو به مرد جوان گفت:اوه مایکل!کجا بودی؟ایشون آقای شرلوک هولمز هستند که درباره ی قتل تام میخوان تحقیق کنند." اما ناگهان زن آرام جلوی دهانش را گرفت و کمی سرخ شد.مایکل به سرعت لبخندی زد و گفت:خوش آمدید آقای هولمز.باعث افتخاره که...." شرلوک برخاست و گفت:می بخشید که حرفتون رو قطع میکنم.اما من واقعا عجله دارم و باید برم.خدانگهدار" مایکل و مینروا از شرلوک خداحافظی کردند.سپس شرلوک آنجا را ترک کرد و به سمت هتل حرکت نمود.

.................................................................................................................................

- این تمام ماجرا بود.جان نظرت چیه؟"

- خب اونا معلومه رابطه جالبی با تام مک میلان نداشتند...و....بعید نیست از مرگش خوشحال باشند.

شرلوک در حالی که روی تختش نشسته بود، به جان نگاه میکرد.او گفت:تنها چیزی که میتونی بگی همینه؟دقیقا هر چیزی رو که شنیدم و گفتم برات بازگو کردم.البته حرفی که میزنی منطقیه ولی اینو هر آدمی که مغزش پر از چیز های خسته کننده و کسالت آوره و در زمینه جرم و جنایت هیچ سررشته ای نداره هم میتونه بگه."

جان سرش را خاراند و گفت:میشه بگی نتیجه گیری های دیگه چیه؟

شرلوک گفت:هنگامی که مایکل وارد شد مینروا بهش گفت ایشون آقای هولمز هستند که میخوان درباره قتل تام تحقیق کنن." جان پرسید:خب این کجاش عجیبه؟" شرلوک گفت:وقتی مینروا اینو به برادرش گفت، مایکل اصلا تعجب نکرد.خواهرش از کلمه قتل استفاده کرد.در حالی که اونا اصرار دارند  بگن که مرگ تام فقط یه حادثه بوده.خب چنین رفتاری خیلی مشکوکه."




قسمت اول آخرین مسابقه ی  مک میلان


قسمت دوم آخرین مسابقه ی  مک میلان

داستان سارق چهره


مرتبط با: فن فیکشن ,
چهارشنبه 6 دی 1391ساعت : 14:42| نویسنده : mmasoudh
 
SH75
نظرات
سه تا عكس دست اول شرلوكی(تازه منتشر شده)







سه شنبه 9 آبان 1391ساعت : 08:06| نویسنده : sara
 
SH-JM
نظرات
خوب به ادامه ی مطلب برید
 چند عکس جالب در ادامه ی  مطلب هست که  تا به حال جایی  ندیدین .







ادامه مطلب
جمعه 3 شهریور 1391ساعت : 19:03| نویسنده : Sherlock 221
 
دانش ومهارت های شرلوک هلمز
نظرات

دانش ومهارت ها

در داستان "اتود در قرمز لاکی" نویسنده مواردی را به عنوان پیش زمینه در اختیار خواننده می گذارد. مثلا این مسئله روشن می‌شود که او در سال ۱۸۸۱ م. به ظاهر به عنوان دانشجوی پزشکی مشغول تحصیل است اما "در هیچ یک از آنها به صورت منظم شرکت نکرده" همچنین اینکه او یک فرد علاقه مند در زمینه علم شیمی است و "دانش او اغلب استادانش را به حیرت می اندازد".

در داستان "ماجرای گلوریا اسکات" مطالب بیشتری در مورد مسئله‌ای که باعث کاراگاه شدن هولمز می‌گردد ارائه می‌شود: پدر دوست دانشکده اش خیلی خیلی از او به دلیل مهارت های استنتاجی او تمجید می‌کند. هولمز از روش های خاص خودش استفاده می‌کند. همچنین روش های او بر "منطق" و "قدرت مشاهده" و "استنتاج" متمرکزاند.


در داستان "اتود در قرمز لاکی" دکتر واتسن توانایی ها و اطلاعات هولمز را این چنین تشخیص می‌دهد:

·         اطلاعات درباره ادبیات – صفر.

·         اطلاعات درباره فلسفه – صفر.

·         اطلاعات درباره نجوم – صفر.

·         اطلاعات درباره سیاست – مختصر.

·         اطلاعات درباره گیاهشناسی – متغیر.

درباره تاجریزی سمی (گیاهی علفی و پرشاخه با برگ های پهن و دندانه دار و مورد استعمال در طب), تریاک و سمها به طور کلی بسیار بالا. از باغبانی عملی هیچ چیز نمی‌داند.

·         اطلاعات درباره زمین شناسی – کاربردی ولی محدود.

در یک چشم بر هم زدن خاکهای مختلف را از هم تشخیص می‌دهد. بعد از پیاده روی هایش, لکه‌های روی شلوارش را نشانم داده و از روی رنگ و غلظتشان به من گفته است که در کدام قسمت لندن روی شلوارش پاشیده اند.

·         اطلاعات درباره شیمی – بسیار زیاد.

·         اطلاعات درباره علم تشریح – دقیق ولی غیر روشمند.

·         اطلاعات درباره نوشته‌های مهیج – بسیار زیاد.

به نظر می‌رسد از جزئیات کامل همهٔ جنایات این قرن مطلع باشد

·         ویولن را خوب می نوارد.

·         در چوب بازی, بوکس و شمشیر بازی مهارت دارد.

·         اطلاعات کاربردی خوبی از قوانین بریتانیا دارد.

هر چند در اواخر داستان "اتود در قرمز لاکی" نشان داده می‌شود که هولمز زبان لاتین را می‌داند و به ترجمه در مورد مضامین رومی (لاتین) اصیل نیاز ندارد. به هر جهت این دانش در لیست بالا ذکر نشده است.

داستان های بعدی مشخص کردند که لیست بالا قابل اعتبار نیست. با وجود فرضیه بی اطلاعی هولمز از سیاست, در داستان "رسوایی در بوهمیا" او به سرعت هویت حقیقی "کنت فون کرام" ساختگی که در حقیقت نجیب زاده و پادشاه بوهیماست را تشخیص می‌دهد. با توجه به سخنان و گفتار او در داستان ها, که مملو از منابعی مانند عهد عتیق, کتاب های مربوط به شکسپیر و حتی گوته هستند می‌توان نتیجه گرفت که هولمز در مورد ادبیات غیرمهیج نیز اطلاعاتی دارد و دانش او در زمینه ادبیات به ماجراهای جنایات محدود نمی‌شود.

همه ی نویسندگان رفتن استراحت خودم موندم دست تنها .امیدوارم از این پست خوشتون بیاد.


منبع رو بعد از یه پست دیگه می نویسم


سه شنبه 24 مرداد 1391ساعت : 00:16| نویسنده : Sherlock 221
 
40 نقطه ی خواندنی از داستان های شرلوک
نظرات
چهارشنبه 4 مرداد 1391ساعت : 16:00| نویسنده : Sherlock 221
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram