تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب ابر داستانهای شرلوک
[ ]
 
 
شرلوک: برنامه نویس - قسمت 5
نظرات

شرلوک هولمز: برنامه نویس (قسمت پنجم)

پلک های سنگینش را به آرامی باز کرد.کمی تار می دید اما به تدریج دیدش واضح تر میشد.کنار تختش پرستاری با موهای طلایی و لباس آبی کمرنگ و کلاهی به رنگ سفید قرار داشت که در حال نوشتن چیزی بر روی کاغذی بود.جان نفس عمیقی کشید و گفت:شر ...شرلوک ..." پرستار گفت:آه ...بالاخره به هوش اومدی! تو خیلی خوش شانس بودی تیری که به بدنت اصابت کرده فقط دنده ات رو خراش برداشته.مسلمه که میتونی راه بری اما به استراحت نیاز داری." کمی بعد مردی ریشو وارد اتاق شد که به نظر میرسید یک پزشک باشد.او به معاینه ی جان پرداخت.جان در همین حین گفت:دوستم کجاست؟" 

mmasoudh

ادامه مطلب
مرتبط با: مناسبت ها ,
برچسب‌ها: داستانهای شرلوک ,
یکشنبه 2 تیر 1392ساعت : 09:27| نویسنده : mmasoudh
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram