تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب اطلاعات (information)
[ ]
 
 
Mind Mapping
نظرات

نوشته های امیر مهرانی ،مطالب خیلی فوق العاده ای که به همتون پیشنهاد می کنم بخونین.



اما نقشه ذهنی چیست؟ نقشه ذهنی مجموعه ای از دیاگرامها برای نمایش کلمات، ایده ها، فعالیتها و موارد دیگر است که حول یک نقطه مرکزی یا کلمه کلیدی بطور محوری کشیده می شود. نقشه ذهنی برای ایجاد، تصویرکردن، ساختاردهی و طبقه بندی ایده ها در زمینه های مطالعات و تحقیق، حل مسئله و تصمیم سازی کاربرد دارد. با استفاده از نقشه ذهنی می توان به سرعت ساختار یک موضوع را شناسایی نمود و همچنین ارتباط بین اجزای سازنده موضوع را درک کرد. استفاده از نقشه ذهنی بسیار آسان است. کافی است برای استفاده از آن یک برگ کاغذ بردارید، یک دایره یا بیضی وسط صفحه بکشید و عنوان موضوع مورد نظر را درون آن بنویسید. سپس با اضافه کردن شاخه های مختلف متصل به مرکز، موضوعات جانبی را اضافه نمایید. هر شاخته می تواند زیر شاخه های مختلف داشته باشد. می توان برای هر موضوع در هر شاخه از رنگهای مختلف استفاده نمود و حتی می توان شکلهای مختلفی را کنار موضوعات اضافه نمود.


چطور یک نقشه ذهنی کارامد ایجاد کنیم؟

برای ایجاد نقشه ذهنی نمی توان گفت که قوانین مشخصی وجود ندارد که حتما باید از آنها پیروی کرد چرا که خود فرآیند ایجاد نقشه ذهنی روندی خلاقانه برای افزایش میزان تفکر خلاقانه است. اما برای اینکه نقشه ذهنی موثرتری داشته باشید بهتر است موارد زیر را در نظر بگیرید:


۱- از وسط صفحه شروع کنید: این خصوصیت مغز است که بر مرکز صفحه تمرکز کند. به همین دلیل بهتر است که با نوشتن یک کلمه یا قراردادن یک شکل مرتبط با موضوع در میان صفحه کار خود را شروع نمایید.


۲- با موضوع جدی برخورد نکنید: اولین چیزی که به ذهنتان می آید را بنوسید. حتی موارد مسخره و غیر مرتبط را. ذهنتان را محدود نکیند. قرار نیست نقشه ذهنی راه حل نهایی برای موضوعی که به آن فکر می کنید باشد. هر آنچه که به ذهنتان میرسد را به موضوع مرکزی مرتبط نمایید.


۳- شاخه ها را گسترش دهید: برای هر موضوع که به مرکز متصل است زیر شاخه ای اضافه نمایید و شرح بسیار کوتاهی بنویسید. موضوعات مرتبط با هر شاخه را می توان به هر شاخه متصل نمود و نقشه را گسترش داد.


۴- سریع فکر کنید: معمولا در چنین شرایطی ذهنتان از ایده های مختلف پر شده و می خواهد که منفجر شود. به سرعت تمام ایده ها را تبدیل به کلمه یا تصویر یا هرآنچه که برایتان قابل درک است نمایید و آنها را روی کاغذ بیاورید.


۵- هیچ محدوده ای وجود ندارد: همانطور که قبلا هم گفتم برای ایجاد نقشه ذهنی هیچ محدودیتی وجود ندارد. از هر نوع ابزار نوشتن می توانید استفاده نمایید. خطها و شاخه ها می توانند هر رنگی داشته باشند. از هر نوع شکلی می توانید استفاده نمایید.


۶- خیلی زود قضاوت نکنید: دوباره یادآوری می کنم هیچ محدودیتی وجود ندارد. در زمان ایجاد نقشه شما در شرایط توفان ذهنی قراردارید پس ذهن خود را برای اینکه متوجه شوید موضوعی که نوشته اید درست است یا غلط متوقف نکنید. ممکن است مواردی بی ربطی که نوشته اید بعدا بدرد بخود باشند.


۷- متوقف نشوید: سعی کنید دستتان روی کاغذ حرکت کند. اگر چیزی به فکرتان نرسید شاخه های خالی بکشید و در این زمان متوجه خواهید شد که ذهنتان ایده های جدید را خواهد یافت. می توانید حتی رنگها را تغییر دهید تا ذهنتان انرژی تازه ای بگیرد و یا حتی کاغذتان را به دیوار بچسبانید تا شرایط فیزیکی جدیدی برای فکر کردن پیدا نمایید.


۸- روابط و شاخه ها را اضافه نمایید: گاهی ایده ها و موارد مربوط به آنها به سرعت به ذهنتان می رسد. همیشه سعی کنید ابتدا تمام موارد را به هسته مرکزی در صفحه متصل نمایید. محدودیتی برای اینکه چه موضوعی به چه شاخه ای باید متصل باشد در نظر نگیرید. سازماندهی و طبقه بندی بعدا می تواند انجام شود. حتی در صورت وجود اشتراک موضوعی بین شاخه های مختلف آنها را با یک خط به هم متصل نمایید.


رعایت کردن این موارد به شما کمک می کند تا بتوانید به شکل خلاقانه به پرورش ایده ها، افکار و هر آنچه که مد نظرتان است بپردازید.

نقشه ذهنی روی کامپیوتر

تا امروز انگار هرکاری که به صورت دستی قابل انجام بوده بصورت کامپیوتری هم قابل انجام است. حتی شرکت لگو یک نرم افزار رایگان برای بازی های خود ارائه کرده که شما می توانید بوسیله آن با استفاده از قطعات لگو هرآنچه که می خواهید بسازید. نقشه ذهنی هم از این قاعده مستنثنی نیست. اگر علاقه دارید که نقشه ذهنی خود را با کامپیوتر بکشید نرم افزارهایی برای این کار وجود دارد.

اولین نرم افزار که اتفاقا رایگان هم می باشد برنامه FreeMind است. این برنامه که تحت زبان جاوا نوشته شده است به شما اجازه می دهد تا نقشه ذهنی خود را طراحی کرده، رنگ آمیزی کنید، چاپ نماید و یا حتی آن را تبدیل به صفحه وب نمایید. من تا مدتها با این ابزار کار می کردم اما گاهی اوقات کندی اجرا شدنش کلافه ام می کرد.

برنامه دیگری که تجربه کار کردن با آن را دارم و برای من جایگزین برنامه FreeMind بود برنامه ConceptDraw Mindmap است. این برنامه نسبت به FreeMind امکانات بهتری دارد و با توجه به اینکه یک ابزار تجاری است از کیفیت بهتری برخوردار است. این برنامه تمام امکانات Freemind را دارد و علاوه بر آن به شما اجازه می دهد تا جلسات طوفان مغزی را نیز برگزار کنید.

ابزارهای زیادی برای ایجاد نقشه ذهنی وجود دارد. حتی سایتهایی هستند که به شما و همکارانتان یا دوستانتان اجازه ایجاد نقشه ذهنی بصورت مشترک را می دهند. لیستی از این نرم افزارها را اینجا ببینید.


کاغذ بهتر است یا کامپیوتر؟

جواب این سوال به عهده خود شماست. اما باید بگم با توجه به اینکه سرعت در ایجاد نقشه ذهنی یکی از فاکتورهای مهم است، شاید در اختیار داشتن کاغذ و چند مداد یا ماژیک رنگی برای ایجاد نقشه ذهنی بهتر باشد. اما در هر صورت اگر خواستید از نرم افزارها استفاده نمایید توصیه می کنم حتما با کلید های میانبر برای ایجاد شاخه ها، زیر شاخه ها، تغییر فونت و رنگ آشنا شوید تا تمرکزتان برای گشتن در منوها با ماوس از بین نرود.



نوشته های امیر مهرانی


دوشنبه 2 بهمن 1391ساعت : 18:44| نویسنده : Sherlock 221
 
حل مسئله به روش شرلوک هولمز
نظرات

حل مسئله بیشتر از آنکه وابسته به ابزار خاصی باشد به یک الگوی فکری نیاز دارد. الگوی فکری به شما کمک می‌کند تا بتوانید با موضوع مورد نظر خودتون به خوبی برخورد کنید و در مسیر خود به سمت جواب، قدم‌های درستی بردارید. وقتی صحبت از مسئله و معما می‌شود، از نام آقای شرلوک هولمز نمی‌توان چشم پوشی کرد. این ۸ قدم از روش‌هایی است که آقای هولمز برای حل معماهای پلیسی خود استفاده می‌کند. شاید در حل مسئله برای شما الگوی خوبی باشد.


۱- مسئله را تعریف کنید.

شرلوک هولمز همیشه می‌داند که دنبال چه چیزی باید بگردد و هدفش چیست. تعریف مسئله بخش بسیار مهمی است. اگر شما موضوع مورد نظر خودتون رو بخوبی نشناسید برای حل آن دچار مشکل خواهید شد و ممکن است در مسیر اشتباه قرار بگیرید. پس به‌خوبی بدانید که هدف چیست و محدوده موضوع مورد نظر را تعریف کنید. شما دقیقا باید بدانید دنبال چه چیزی می‌گردید. هدف خود را به شکل مشخص بنویسید و جلوی چشم خودداشته باشید.




۲- مفروضات را جمع آوری کنید.

شرلوک هولمز پس از اینکه هدف خود را شناخت به سراغ جمع آوری شواهد و مدارک موجود می‌رود. جمع‌آوری مفروضات یک مسئله نقطه مهمی است برای رسیدن به راه‌حل. به همه جنبه‌ها فکر کنید و پیش فرض‌ها را جمع‌آوری کنید. اگر پیش‌فرض‌های شما در غالب روزنامه، تصویر، نوشته یا هر المان فیزیکی است، می‌توانید آنها را در یک نقطه جمع کنید. استفاده از وایت بورد یا شیشه در این بخش کاربردی است. می‌توانید مفروضات را روی Sticky Note بنویسید، تمام کاغذها و مدارک دیگر را هم جمع کنید و بخشی از وایت بورد را به مفروضات مسئله اختصاص دهید. سپس همه را با هر ترتیبی که می‌خواهید در آن قسمت بچسبانید. گاهی برای جمع آوری مفروضات زمان زیادی لازم است و ممکن است شما مثل یک کارآگاه به جاهای مختلف بروید. آقای هولمز برای این کار یک دفترچه جیبی دارد. پس شما هم ابزار یادداشت خود را پیدا کنید. نقشه ذهنی هم برای کار ابزار بدی نیست و می‌توانید از آن استفاده کنید. مطلب ۷ ابزار غیر کامپیوتری که کارایی شما را افزایش می‌دهد را هم می‌توانید مطالعه کنید

۳- دکتر واتسون‌ها را صدا کنید.

شرلوک هولمز مسائل را با کمک دستیار خود حل می‌‌کند. باید قبول کرد که حل یک مسئله به تنهایی کار دشواری است و افراد مختلف در جایگا‌ه‌های متفاوت، دیدگاه‌های گوناگونی خواهند داشت که به حل مسئله کمک می‌کند. بنابراین بهتر است از افرادی که می‌توانند در حل مسئله به شما کمک کنند دعوت کنید.


۴- بپرسید “چرا؟”

همه از اهمیت پرسیدن سوال خوب آگاه هستیم. آقای هولمز در زمان‌های مناسب سوال‌های خوبی می‌پرسه و برای آنها به دنبال جواب می‌گرده. برای اینکه بتوانید به ریشه‌های مسئله مورد نظر خود دست پیدا کنید بپرسید چرا این اتفاق افتاد؟ دلایل چه بودند؟ برای پاسخ به این سوال‌ها از مفروضات خود استفاده کنید. جوابها را در بخش جدیدی روی وایت بورد بنویسید و مفروضات را به هر جواب ارتباط دهید. برای هر جواب دوباره یک “چرا؟”. این کار را آنقدر ادامه دهید تا چرایی باقی نماند و کماکان ارتباط بین هر سوال، جواب و مفروضات موجود را به هم وصل کنید.


۵- از حل مسئله لذت ببرید.


یکی از رمز‌های موفقیت آقای هولمز این است که از کاری که انجام می‌دهد لذت می‌برد و کسی او را مجبور به انجام کاری نمی‌کند. در واقع حل مسئله برای آقای هولمز، مخمصه نیست، بلکه چالشی است که بوسیله آن خودش را آزمایش می‌کند و توانایی‌های خود را می‌سنجد و با هر بار برنده شدن خودش را تحسین می‌کند و اعتماد به نفس بیشتری می‌گیرد. اگر خود را درگیر مخمصه کنید یا خودتان، خودتان را گیر بیاندازید، پیدا کردن راه‌حل بسیار سخت خواهد شد. بنابراین سعی کنید شرایطی را فراهم کنید که از حل مسئله لذت ببرید.



۶- دام‌ها را حذف کنید.

سر راه آقای هولمز همیشه دام‌هایی وجود دارد که او را از مسیر اصلی خارج می‌کند. در طول مسیر شناسایی ریشه‌ها ممکن است درگیر موضوع‌های فرعی بشوید و از بحث اصلی خارج شوید. مواظب حاشیه‌‌ها و بحث‌های جنبی باشید.


۷- کشف کنید.

آقای هولمز در جریان کار خود شواهد اضافی و جواب‌های اشتباه را حذف می‌کند تا رابطه اصلی واقعه با مجرم را پیدا کند. برای اینکه به جواب اصلی برسید می‌توانید کم کم جواب‌های اشتباه و شواهد و مفروضاتی که دیگر به کار نمی‌آیند را حذف کنید. با این کار بین مسئله اصلی و جواب اصلی یک رابطه وجود خواهد داشت که جواب شما است.


                                  

۸- مرور کنید.

شرلوک هولمز پس از کشف جواب با دکتر واتسون داستان را مرور می‌کند. مرور به شما کمک می‌کند تا تصویری از مسیری که آمده‌اید را ببینید و تجربیات خود را برای مسئله جدید ثبت کنید. این کار را می‌توانید وقتی با همکاران و دوستانتان مشغول نوشیدن چای یا قهوه هستید انجام بدهید.


و شرلوک هولمز در طول زمان

آقای هولمز در طول زمان به آقای هولمز تبدیل شده. برای اینکه به یک تحلیل‌گر خوب و یک مسئله حل کن حرفه‌ای تبدیل شوید باید جسارت درگیر شدن در مسئله را داشته باشید و در طول زمان مسائل مختلفی را حل کنید. درست مثل توان حل مسائل ریاضی یا توانا‌یی‌های جسمانی، این تمرین و استمرار است که شما را موفق خواهد کرد.


منبع را در پست های بعد



جمعه 29 دی 1391ساعت : 22:16| نویسنده : Sherlock 221
 
بیست قاعده برای نوشتن داستان های کارآگاهی
نظرات

داستان کارآگاهی نوعی بازی فکری است یا حتی یک جور ورزش ذهنی. برای نوشتن یک داستان پلیسی قوانین مشخصی وجود دارند. شاید این قوانین نانوشته باشند اما به هر حال لازم الاجرا هستند و هر نویسنده معتبری در وادی داستان های پلیسی- جنایی، به آن ها احترام می گذارد. آن چه در ذیل می آید، نوعی عهد نامه است که بخشی از آن بر اساس تجربه تمامی نویسندگان بزرگ داستان های کارآگاهی و بخشی نیز بر اساس رهنمودهای درونی ضمیر هر نویسنده منصف در این عرصه است. 
1- خواننده و کارآگاه داستان باید از شانس برابری برای حل معما برخوردار باشند. همه سر نخ ها باید به طور واضح عنوان و توصیف شوند. 
2- به جز آن دسته از حقه هایی که مجرم اصلی داستان به کارآگاه می زند، نویسنده حق ندارد خواننده خود را گمراه کند.
3- نباید رابطه عاشقانه ای در کار باشد. هدف داستان، انداختن یک جنایتکار پشت میله های زندان است، نه رساندن دو کفتر عاشق به یکدیگر. 
4- نباید خود کارآگاه یا یکی از دستیارانش، جنایتکار داستان باشند. این کار، کلاهبرداری در روز روشن است مثل این است که یک سکه برنزی خیلی براق به جای یک سکه طلا به خواننده انداخته شود. 
5- داستان کارآگاهی باید یک کارآگاه داشته باشد و یک کارآگاه هم تا زمانی که کارآگاهی نکند، کارآگاه نیست. او باید شواهد و قرائن را جمع آوری کند و از طریق آن ها به کسی برسد که در فصل اول دست به جنایت زده است. چنان چه کارآگاهی قادر به کشف معما از طریق تحلیل صحیح شواهد به دست آمده نباشد، مثل یک بچه مدرسه ای ای است که جواب مساله حسابش را از حل المسائل پیدا می کند. 
6- دستِ مجرم باید به واسطه استنتاج های منطقی رو شود؛ نباید این کار اتفاقی یا به واسطه اعترافی بی دلیل صورت بگیرد. این طور معما حل کردن مثل این می ماند که خواننده را بفرستید شکار غاز وحشی و بعد وقتی که خسته و کوفته برگشت، به او بگویید:«راستی غاز تو دست منه.» 
7- جسد و داستان جنایی، مثل دو قلویی به هم چسبیده و هر چقدر که جسد به روش پیچیده تری به قتل رسیده باشد، بهتر است. جز قتل، هیچ جنایتی ارزش سیصد صفحه هیاهوی بیخودی را ندارد. گذشته از همه این حرف ها، خواننده باید به خاطر انرژی ای که صرف کرده و آن همه سختی ای که کشیده است، خسارت بگیرد. 
8- معمای داستان باید با روش های کاملاً طبیعی حل شود. استفاده از روش هایی مثل احضار روح و خواندن ذهن و گوی بلورین و مشابه این ها ممنوع است.خواننده وقتی شانس شرکت در بازی را دارد که قوه ادراکش را با یک کارآگاه معقول و منطقی مقایسه کند ولی اگر قرار باشد خواننده با عالم ارواح و بعد چهارم متافیزیک رقابت کند، از همان اول شکست خورده است. 
9- داستان باید فقط یک کارآگاه داشته باشد؛ تنها یک استنتاج گر، یک کاشف جنایت. وارد کردن دو، سه یا حتی یک تیم کارآگاهی برای حل یک معما، نه تنها باعث پراکندگی حواس و از میان بردن خط منطقی واحد می شود بلکه شانس رقابت منصفانه را از خواننده می گیرد. اگر بیش از یک کارآگاه وجود داشته باشد، خواننده مطمئن نیست رقیب اصلی اش کدام است مثل این می ماند که خواننده را تک و تنها بفرستد مسابقه دو امدادی. 
10- مجرم باید کسی باشد که نقش نسبتاً مهمی را در داستان ایفا کرده است؛ کسی که خواننده با او آشنا و به او علاقه مند باشد. 
11- جدا از این موضوع که چند قتل در داستان رخ می دهد، باید تنها یک مجرم وجود داشته باشد. البته مجرم می تواند یک همکار یا زیر دست هم داشته باشد اما تمام مسوولیت جنایت باید تنها روی شانه های یک نفر سنگینی کند. خشم خواننده باید تماماً معطوف به یک روح پلید شود. 
12- روش قتل و وسایل کشف آن باید علمی و منطقی باشند. لازم به ذکر است که روش های تخیلی و غیر واقعی جایی در یک رمان پلیسی ندارند. زمانی که نویسنده با روش های ژول ورنی وارد وادی فانتزی شود، دیگر از مرزهای داستان کارآگاهی خارج شده و مشغول بازیگوشی ور وادی ماجراجویی است. 
13- محافل مخفی، فراماسونری یا مافیا جایی در داستان های کارآگاهی ندارند. حتی یک جنایت مرموز و حساب شده هم به واسطه مجرم شناخته شدن چنین گروه هایی، بی برو برگرد تباه می شود. البته هر قاتل، تعدادی دوست دارد ولی این که انجمنی سری در اختیارش بگذاریم که به آن پناهنده شود، دیگر زیاده روی است. 
14- مجرم باید در نظر اول مبرا به نظر برسد؛ کسی که در حالت عادی در مظان اتهام قرار نگیرد. 
15- حقیقت معما باید در همه اوقات واضح باشد، البته با این فرض که خواننده به قدری زیرک باشد که آن را تشخیص دهد. این بدان معناست که وقتی خواننده بعد از اتمام کتاب آن را دوباره خواند، متوجه شود تمامی شواهد از همان اول به سمت مجرم اصلی داستان اشاره می کنند و بدین ترتیب اگر او به زیرکی کارآگاه می بود، می توانست بدون خواندن فصل آخر معما را حل کند. البته نیازی به گفتن این مسأله نیست که یک خواننده باهوش معمولاً بدون خواندن فصل آخر، معما را حل می کند.
16- نباید آخر داستان معلوم شود که جنایت رخ داده، در واقع خودکشی یا حادثه بوده است. پایان دادن یک ماراتن کارآگاهی با چنین فرودی، اغفال کردن خواننده های خوش قلبی است که به شما اعتماد کرده اند. 
17- یک داستان کارآگاهی باید فاقد پاراگراف های توصیفی طولانی، تعلیق های ادبی در ارتباط با خط های فرعی، یا تجزیه و تحلیل های موشکافانه شخصیت ها باشد. چنین مسائلی جایگاهی در ثبت یک جنایت و کشف و استدلال درباره آن ندارند. این کار ها هیجان را کاهش می دهند و مسائلی را مطرح می کنند که هیچ ربطی به هدف اصلی، یعنی طرح مسأله، تحلیل آن و کشف موفقیت آمیز آن ندارند. توصیف محیط و شخصیت ها تنها به اندازه ای لازم است که داستان را به جهان واقعی نزدیک کند. 
18- مجرم اصلی داستان، هرگز نباید یک جنایتکار کار کشته و گرگ باران دیده باشد. سر و کله زدن با جانی ها و راهزن ها کار پلیس محلی است نه نویسنده و کارآگاه ها ی خصوصی با استعداد. جنایت وقتی واقعاً جذاب است که به دست یک آدم ظاهر الصلاح که به خاطر اعمال خیریه اش معروف است، انجام شود. 
19- در تمامی داستان های کارآگاهی، انگیزه جنایت حتماً باید شخصی باشد. دسیسه ای بین المللی و سیاست های مربوط به جنگ، به مقوله ای دیگر در نویسندگی مربوط می شود(مثلاً داستان های جاسوسی و مأمور مخفی)، ولی داستان های کارآگاهی باید شخصی باقی بمانند. این داستان ها باید منعکس کننده تجربیات هر روزه خواننده باشند و به او راه خروجی برای احساسات و آرزو های سر خورده اش بدهند. 
20- و حالا برای این که مفاد این عهد نامه زوج شود، در این جا فهرست کوتاهی از مواردی را ذکر می کنم که هر نویسنده شرافتمندی از آن ها دوری می کند. این موارد بارها در ادبیات جنایی استفاده شده و برای هر خواننده واقعی داستان های کارآگاهی کاملاً شناخته شده اند. در واقع استفاده از آن ها مترادف است با بی ذوقی نویسنده: الف) کشف مجرم به وسیله مقایسه مارک ته سیگار های یافت شده در صحنه جنایت، با سیگار هایی که متهمان می کشند. ب)احضار روح جعلی برای ترساندن مجرم و وادار کردن او به اعتراف. پ)سگی که پارس نمی کند و نشان می دهد مجرم در واقع یک آشناست. ت)دارو هایی که مجرم را وادار به اعتراف می کند. خ)استفاده از دستگاه دروغ سنج و هر روش نخ نما شده دیگری که به دفعات در داستان های کارآگاهی قدیمی مورد استفاده قرار گرفته است. با پرهیز از این روش های کشف جرم، داستان کارآگاهی خود را نجات دهید.





پنجشنبه 11 آبان 1391ساعت : 12:20| نویسنده : Sherlock 221
 
بررسی قسمت اول از فصل دوم A Scandal In Belgravia
نظرات
بررسی قسمت اول فصل دوم
(برای تاخیر و خلاصه بودن این پست ببخشید)
اسم این قسمت از یکی از داستان های کوتاه شرلوک هلمز به نام رسوایی در بوهم گرفته شده این قسمت وداستان تشابهات زیادی دارند مثلا شخصیت ایرن آدرل در هردو نقش اساسی داره
 
لطفا به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
سه شنبه 28 شهریور 1391ساعت : 14:30| نویسنده : هلمز 221
 
معرفی هلمز بر اساس داستان هاش قسمت 2 (مشاهده)
نظرات

معرفی هلمز بر اساس داستان هاش




مشاهده:

هولمز بارها به واتسون می گوید "توکه با روش های من آشنایی" یکی از این روش های حیاتی مشاهده بود

"مدتهاست که من این اصل را پذیرفتم که جزیات از همه چیز مهم ترند"(مسله هویت)

"تو که روش های من را می دانی مبتنی بر جزیات کم اهمیت"(رازدره باسکامب)

"وقتی فکر می کنم که بعضی از مهترین پرونده هام هیچ سرآغاز نوید بخشی نداشتن دهرگز جرت نمیکنم هیچ چیز را کم اهمیت بخوانم"(شش ناپلون)

به گفته واتسون در ماجرا "رسوایی در بوهم" او "او نیرو مشاهده فوقالعاده ای داشت"و در نشان چهار "از استعدادی خارق العاده در ورد جزیات بر خوردار بود"

"هیچ چیز به اندازه جزییات مهم نیست"(مرد لب کج)

دلمشغولی او در مورد جزییات او را به شخصی مهم در عرصا جنایت تبدیل کرد وبلای جان مقامات پلیس که عادتهای او اغلب گیجشان می کرد

مثلادر اتود در قرمز لاکی:

"همان طور که صحبت می کرد یک متر اندازه گیری و یک ذره بین گرد وبزرگ از جیبش در آورد با این دو ابزار بی سرصدا  وتند تند دور اتاق راه می رفت وزانو میزد ویک بار هم روی شکم دراز کشید چنان غرق در کارش بود که ظاهرا حضور ما را از یاد برده بود ...برای مدت بیست دقیقه به تحقیقاتش ادامه داد و

با دقت فراوان فاصله های بین علامت هایی را اندازه گرفت که به چشم من به کل نامریی بود.."

هولمز پشس از مشاهداتش کمتر تحمل آدمهایی را داشت که مانند او از وجود سرنخ ها آگاه نبودند

در رسوایی در بوهم می گوید "تو میبینی واتسون ولی مشاهده نمی کنی "

به طور کلی موضوع زبان زخم هایش پلیس بود

پایان بخش دوم-قسمت اول


سه شنبه 28 شهریور 1391ساعت : 14:02| نویسنده : هلمز 221
 
اخرین گفته های شرلوك به جان
نظرات
متن آخرین نامه ای كه شرلوك هولمز به دكتر جان واتسون نوشت...


 ادامه ی مطلب لطفا...



ادامه مطلب
پنجشنبه 26 مرداد 1391ساعت : 17:53| نویسنده : emm
 
کوتاه درباره مارک گیتیس+ عکس
نظرات


مارک گیتیس بازیگر،رمان نویس،تهیه کننده وفیلمنامه نویس انگلیسی درسال 1966 در شهردورهام انگلیس متولد شد

 او از بازیگران ونویسندگان سریال دکتر هو (doctor who) و سریال شرلوک میباشد


او همچنین از تهیه کنندگان شرلوک نیز میباشد

مارک درسال 2008 با Ian Hallard
ازدواج کرده است

ادامه مطلب...
ادامه مطلب
سه شنبه 27 تیر 1391ساعت : 15:15| نویسنده : ati

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram