تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب سر آرتور کانن دویل
[ ]
 
 
کلیپی از فیلم آقای هلمز
نظرات
[http://www.aparat.com/v/vZcxS]

00:01:25

در این فیلم که در پست های مختلف بهش اشاره کردیم ایان مک الن نقش شرلوک در سن 93 سالگی رو بازی می کنه که در دوران بازنشستگی تصمیم می گیره آخرین پرونده ای که داشته رو بازبینی کند. در این کلیپ که دیروز پخش شد، شرلوک رو می بینیم که با کمک پسر بچه ای به اسم راجر (با بازی میلو پارکر) در حال تعریف داستان آخرین پرونده شه. آقای هلمز می خواد داستان آخرین پرونده ش رو خودش بنویسه "همون طور که اتفاق افتاد نه اون طوری که جان نوشتش" چون می خواد قبل از اینکه بمیره داستان به درستی ثبت بشه.  این فیلم این ماه در جشنواره ی فیلم برلین اکران خواهد شد اما هنوز تاریخ اکران عمومی آن اعلام نشده است.


پنجشنبه 16 بهمن 1393ساعت : 10:00| نویسنده : مهرناز
 
سومین سالگرد سایت و سال نو میلادی
نظرات

سوم دی 1390 Sherlock M Holmes اولین پست  وبلاگ شرلوک هلمز رو به ثبت رسوند.  سه سال و یک هفته از اون روز می گذره و ما خوشحالیم که طرفداران کتاب ها، فیلم ها و سریال های شرلوک هلمز هنوز اینجا دور هم جمع می شند. امروز هم آخرین روز سال 2014 میلادیه، سالی که در ابتداش فصل سوم شرلوک پخش شد و انتظار دوباره برای فصل های بعدی شروع شد. این طور هم که گفته می شه هفته ی آینده روز 16 دی فیلم برداری قسمت ویژه شروع خواهد شد. 

با تشکر از همه ی نویسنده ها و بازدیدکننده های (جدید و قدیم) خوبمون که در این مدت همراه ما بودند. 

شرلوک م هلمز :
از تمامی زحمات نویسندگان که در این سه سال با کمبود وقت و مشکلات زیاد همراهی کردند تشکر میکنم ,چه نویسنده هایی که تازه به جمع پیوستن چه نویسنده هایی که در گذشته همراه ما بودند و چه نویسنده هایی که از ابتدا تا به حال در کنارمون حضور داشتن ! از صمیم قلب از همتون متشکر هستم ! امیدوارم با توکل به خدا و تا جایی که امکانش وجود داشته باشه در کنار شما بمونیم!
و همچنین همین تشکرات برای بازدید کنندگان تکرار میشه تشکر از بازدید کنندگان قدیم جدید که اکثرا به دوستای خوبی برای من تبدیل شدند.
فقط دوست داشتم با اسم خودم از همگی تشکر کنم !

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)


[تصویر:  83371944478793601594.gif]


!!!برای مشاهده ی سورپرایز بزرگ ما به ادامه و انتهای مطلب مراجعه کنید!!!
ادامه مطلب
چهارشنبه 10 دی 1393ساعت : 20:37| نویسنده : مهرناز
 
Sherlock Bear
نظرات

اسم این خرس پدینگتونِ و یکی از شخصیت های معروف قصه ی کودکان انگلیسیه. به مناسبت فیلم جدید این شخصیت (با صداپیشگی بن ویشا) که چند هفته ی دیگر در انگلیس اکران خواهش شد، موسسه ی توریستی لندن از چهره های معروف مثل اما واتسون، راسل برند، ریانا، دیوید بکام و.. درخواست کرده بود که به سلیقه ی خودشون برای این خرس لباس طراحی کنند. این مدلی که در این عکس می بینید طرح بندیکت کامبربچِ که پدینگتون رو در لباس شرلوک نشون می ده. این مجسمه در موزه ی لندن به نمایش گذاشته شده. بندیکت در مورد این مجسمه گفت: " بعد از ایفای نقش در اولین فیلم سینماییش، پدینگتون اشتیاق داشت در لباس مبدل نقش جدیدی رو بر عهده بگیره...این نقش باید نقش اصیل انگیلیسی می بود و الان که ظاهر جدیدی براش درست کردم، شاید بتونم در هنر والای بازیگری هم تمرینش بدم"

با تشکر از Sepideh برای آپلود عکس ها
منبع خبر

یکشنبه 2 آذر 1393ساعت : 10:00| نویسنده : مهرناز
 
نمایشگاه شرلوک هلمز در لندن
نظرات
دوشنبه 28 مهر 1393ساعت : 19:01| نویسنده : مهرناز
 
خیابان بیکر در استودیو یونیورسال هالیوود
نظرات


این عکس ها رو Yasmin از استودیوی یونیورسال هالیوود(Universal Studios Hollywood) برامون فرستاده که قسمتی از خیابان بیکر به سبک شرلوک هلمز رو بازسازی کردند. با تشکر از Yasmin عزیز. بقیه ی عکس ها رو در ادامه ی مطلب ببینید.
ادامه مطلب
یکشنبه 30 شهریور 1393ساعت : 18:00| نویسنده : مهرناز
 
شرلوک در مجله ی دانستنی ها
نظرات

مجله ی دانستنی ها - شماره ی 98- 19 بهمن 1392

با تشکر از الهه عزیز برای آپلود این عکس ها. برای دیدن بقیه ی عکس ها حتما به وبلاگ الهه سر بزنید.
ویرایش:

در ادامه ی مطلب لینک های دانلود.
ادامه مطلب
پنجشنبه 17 بهمن 1392ساعت : 07:00| نویسنده : مهرناز
 
PBS TCA 2014
نظرات


روز دوشنبه 20 ژانویه ی 2014، استیون موفات، سو ورتو، آماندا ابینگتون و بندیکت کامبربچ برای ارائه ی سریال شرلوک به منتقد های آمریکایی به لوس آنجلس رفتند. این مراسم که یک روز بعد از اکران "نعشکش خالی" در کانال PBS آمریکا (با 4 میلیون بیننده) برگزار شد فقط به منتقد های تلویزیون اختصاص داشت و به همین دلیل برای عموم مردم قابل دسترسی نبود.
ادامه مطلب
چهارشنبه 2 بهمن 1392ساعت : 08:30| نویسنده : مهرناز
 
چند مصاحبه با جرمی برت
نظرات
با تشکر از DK عزیز برای آپلود و فرستادن لینک های زیر


(عکس مربوط به لینک دومه)

لینک اول : 55.2 مگابایت

لینک دوم: 12.6 مگابایت

لینک سوم: 50.1 مگابایت

دوشنبه 3 تیر 1392ساعت : 19:23| نویسنده : مهرناز
 
بیست قاعده برای نوشتن داستان های کارآگاهی
نظرات

داستان کارآگاهی نوعی بازی فکری است یا حتی یک جور ورزش ذهنی. برای نوشتن یک داستان پلیسی قوانین مشخصی وجود دارند. شاید این قوانین نانوشته باشند اما به هر حال لازم الاجرا هستند و هر نویسنده معتبری در وادی داستان های پلیسی- جنایی، به آن ها احترام می گذارد. آن چه در ذیل می آید، نوعی عهد نامه است که بخشی از آن بر اساس تجربه تمامی نویسندگان بزرگ داستان های کارآگاهی و بخشی نیز بر اساس رهنمودهای درونی ضمیر هر نویسنده منصف در این عرصه است. 
1- خواننده و کارآگاه داستان باید از شانس برابری برای حل معما برخوردار باشند. همه سر نخ ها باید به طور واضح عنوان و توصیف شوند. 
2- به جز آن دسته از حقه هایی که مجرم اصلی داستان به کارآگاه می زند، نویسنده حق ندارد خواننده خود را گمراه کند.
3- نباید رابطه عاشقانه ای در کار باشد. هدف داستان، انداختن یک جنایتکار پشت میله های زندان است، نه رساندن دو کفتر عاشق به یکدیگر. 
4- نباید خود کارآگاه یا یکی از دستیارانش، جنایتکار داستان باشند. این کار، کلاهبرداری در روز روشن است مثل این است که یک سکه برنزی خیلی براق به جای یک سکه طلا به خواننده انداخته شود. 
5- داستان کارآگاهی باید یک کارآگاه داشته باشد و یک کارآگاه هم تا زمانی که کارآگاهی نکند، کارآگاه نیست. او باید شواهد و قرائن را جمع آوری کند و از طریق آن ها به کسی برسد که در فصل اول دست به جنایت زده است. چنان چه کارآگاهی قادر به کشف معما از طریق تحلیل صحیح شواهد به دست آمده نباشد، مثل یک بچه مدرسه ای ای است که جواب مساله حسابش را از حل المسائل پیدا می کند. 
6- دستِ مجرم باید به واسطه استنتاج های منطقی رو شود؛ نباید این کار اتفاقی یا به واسطه اعترافی بی دلیل صورت بگیرد. این طور معما حل کردن مثل این می ماند که خواننده را بفرستید شکار غاز وحشی و بعد وقتی که خسته و کوفته برگشت، به او بگویید:«راستی غاز تو دست منه.» 
7- جسد و داستان جنایی، مثل دو قلویی به هم چسبیده و هر چقدر که جسد به روش پیچیده تری به قتل رسیده باشد، بهتر است. جز قتل، هیچ جنایتی ارزش سیصد صفحه هیاهوی بیخودی را ندارد. گذشته از همه این حرف ها، خواننده باید به خاطر انرژی ای که صرف کرده و آن همه سختی ای که کشیده است، خسارت بگیرد. 
8- معمای داستان باید با روش های کاملاً طبیعی حل شود. استفاده از روش هایی مثل احضار روح و خواندن ذهن و گوی بلورین و مشابه این ها ممنوع است.خواننده وقتی شانس شرکت در بازی را دارد که قوه ادراکش را با یک کارآگاه معقول و منطقی مقایسه کند ولی اگر قرار باشد خواننده با عالم ارواح و بعد چهارم متافیزیک رقابت کند، از همان اول شکست خورده است. 
9- داستان باید فقط یک کارآگاه داشته باشد؛ تنها یک استنتاج گر، یک کاشف جنایت. وارد کردن دو، سه یا حتی یک تیم کارآگاهی برای حل یک معما، نه تنها باعث پراکندگی حواس و از میان بردن خط منطقی واحد می شود بلکه شانس رقابت منصفانه را از خواننده می گیرد. اگر بیش از یک کارآگاه وجود داشته باشد، خواننده مطمئن نیست رقیب اصلی اش کدام است مثل این می ماند که خواننده را تک و تنها بفرستد مسابقه دو امدادی. 
10- مجرم باید کسی باشد که نقش نسبتاً مهمی را در داستان ایفا کرده است؛ کسی که خواننده با او آشنا و به او علاقه مند باشد. 
11- جدا از این موضوع که چند قتل در داستان رخ می دهد، باید تنها یک مجرم وجود داشته باشد. البته مجرم می تواند یک همکار یا زیر دست هم داشته باشد اما تمام مسوولیت جنایت باید تنها روی شانه های یک نفر سنگینی کند. خشم خواننده باید تماماً معطوف به یک روح پلید شود. 
12- روش قتل و وسایل کشف آن باید علمی و منطقی باشند. لازم به ذکر است که روش های تخیلی و غیر واقعی جایی در یک رمان پلیسی ندارند. زمانی که نویسنده با روش های ژول ورنی وارد وادی فانتزی شود، دیگر از مرزهای داستان کارآگاهی خارج شده و مشغول بازیگوشی ور وادی ماجراجویی است. 
13- محافل مخفی، فراماسونری یا مافیا جایی در داستان های کارآگاهی ندارند. حتی یک جنایت مرموز و حساب شده هم به واسطه مجرم شناخته شدن چنین گروه هایی، بی برو برگرد تباه می شود. البته هر قاتل، تعدادی دوست دارد ولی این که انجمنی سری در اختیارش بگذاریم که به آن پناهنده شود، دیگر زیاده روی است. 
14- مجرم باید در نظر اول مبرا به نظر برسد؛ کسی که در حالت عادی در مظان اتهام قرار نگیرد. 
15- حقیقت معما باید در همه اوقات واضح باشد، البته با این فرض که خواننده به قدری زیرک باشد که آن را تشخیص دهد. این بدان معناست که وقتی خواننده بعد از اتمام کتاب آن را دوباره خواند، متوجه شود تمامی شواهد از همان اول به سمت مجرم اصلی داستان اشاره می کنند و بدین ترتیب اگر او به زیرکی کارآگاه می بود، می توانست بدون خواندن فصل آخر معما را حل کند. البته نیازی به گفتن این مسأله نیست که یک خواننده باهوش معمولاً بدون خواندن فصل آخر، معما را حل می کند.
16- نباید آخر داستان معلوم شود که جنایت رخ داده، در واقع خودکشی یا حادثه بوده است. پایان دادن یک ماراتن کارآگاهی با چنین فرودی، اغفال کردن خواننده های خوش قلبی است که به شما اعتماد کرده اند. 
17- یک داستان کارآگاهی باید فاقد پاراگراف های توصیفی طولانی، تعلیق های ادبی در ارتباط با خط های فرعی، یا تجزیه و تحلیل های موشکافانه شخصیت ها باشد. چنین مسائلی جایگاهی در ثبت یک جنایت و کشف و استدلال درباره آن ندارند. این کار ها هیجان را کاهش می دهند و مسائلی را مطرح می کنند که هیچ ربطی به هدف اصلی، یعنی طرح مسأله، تحلیل آن و کشف موفقیت آمیز آن ندارند. توصیف محیط و شخصیت ها تنها به اندازه ای لازم است که داستان را به جهان واقعی نزدیک کند. 
18- مجرم اصلی داستان، هرگز نباید یک جنایتکار کار کشته و گرگ باران دیده باشد. سر و کله زدن با جانی ها و راهزن ها کار پلیس محلی است نه نویسنده و کارآگاه ها ی خصوصی با استعداد. جنایت وقتی واقعاً جذاب است که به دست یک آدم ظاهر الصلاح که به خاطر اعمال خیریه اش معروف است، انجام شود. 
19- در تمامی داستان های کارآگاهی، انگیزه جنایت حتماً باید شخصی باشد. دسیسه ای بین المللی و سیاست های مربوط به جنگ، به مقوله ای دیگر در نویسندگی مربوط می شود(مثلاً داستان های جاسوسی و مأمور مخفی)، ولی داستان های کارآگاهی باید شخصی باقی بمانند. این داستان ها باید منعکس کننده تجربیات هر روزه خواننده باشند و به او راه خروجی برای احساسات و آرزو های سر خورده اش بدهند. 
20- و حالا برای این که مفاد این عهد نامه زوج شود، در این جا فهرست کوتاهی از مواردی را ذکر می کنم که هر نویسنده شرافتمندی از آن ها دوری می کند. این موارد بارها در ادبیات جنایی استفاده شده و برای هر خواننده واقعی داستان های کارآگاهی کاملاً شناخته شده اند. در واقع استفاده از آن ها مترادف است با بی ذوقی نویسنده: الف) کشف مجرم به وسیله مقایسه مارک ته سیگار های یافت شده در صحنه جنایت، با سیگار هایی که متهمان می کشند. ب)احضار روح جعلی برای ترساندن مجرم و وادار کردن او به اعتراف. پ)سگی که پارس نمی کند و نشان می دهد مجرم در واقع یک آشناست. ت)دارو هایی که مجرم را وادار به اعتراف می کند. خ)استفاده از دستگاه دروغ سنج و هر روش نخ نما شده دیگری که به دفعات در داستان های کارآگاهی قدیمی مورد استفاده قرار گرفته است. با پرهیز از این روش های کشف جرم، داستان کارآگاهی خود را نجات دهید.





پنجشنبه 11 آبان 1391ساعت : 12:20| نویسنده : Sherlock 221
 
شرلوک هولمز چگونه به کمک ریاضیات، جهان را نجات داد
نظرات

شرلوک هولمز چگونه به کمک ریاضیات، جهان را نجات داد؟ 

 در فیلم تازه اکران‌شده شرلوک هولمز:بازی سایه‌ها، هلمز به دانش ریاضی نیاز دارد تا مانع از وقوع یک جنگ جهانی شود. اما در پشت پرده این معادلات پیچیده و ذهن شیطانی موریارتی کدام ریاضیدانان حضور دارند؟




 فکر می‌کنید اگر مغز متفکر شیطان‌صفتی مانند پروفسور موریارتی بخواهد جنگ جهانی تازه‌ای را ترتیب بدهد، چه کسی می‌تواند جلوی او را بگیرد؟ مطمئنا شرلوک هولمز و دستیار جرم‌شناس او دکتر واتسون، اما در «بازی سایه‌ها» یا شرلوک هولمز 2 به کارگردانی گای ریچی، قضیه آن‌قدرها ساده نیست و کارآگاهان به ابزارهایی بیش از تپانچه و تفکر نیاز دارند تا بتوانند نقشه‌های شیطانی یک نابغه ریاضیدان را کشف و خنثی کنند.
سر آرتور کانن دویل در کتاب «مسئله نهایی» جیمز موریارتی، دشمن دیرینه هلمز را از زبان او این‌طور توصیف می‌کند: «او یک نابغه، فیلسوف، مغز متفکر و تحلیلگری بی‌نظیر است».
البته در پس پرده دانش ریاضی بی‌نظیر این روح شیطانی، درک مولتون و آلن گورلی، ریاضیدانان دانشگاه آکسفورد قرار دارند. آن دو در پشت صحنه «بازی سایه‌ها» برای باورپذیر کردن فرمول‌های ریاضی پروفسور موریارتی، سخت تلاش کرده و داستان‌ها و متون تاریخی متعددی را مطالعه کرده‌اند.
به گزارش نیوساینتیست، گروه فیلم‌سازی در ابتدا برای پوشاندن تخته‌سیاه موریارتی از فرمول‌ها و معادلات ریاضی گوناگون به سراغ آنها رفته و از گورلی و مولتون درخواست کرده نه‌تنها فرمول‌ها صحیح باشند بلکه مبتنی بر دانش ریاضی قرن نوزدهم تهیه شوند که جریان داستان در آن زمان شکل می‌گیرد.
گورلی می‌گوید: «وقتی که کار نوشتن معادلات روی تخته‌سیاه تمام شد، گروه فیلم‌سازی حسابی هیجان‌زده شده بود. آنها در حالی که تلاش می‌کردند سناریو را محرمانه نگهدارند، از ما خواستند به جای موریارتی که یک نابغه ریاضی بود، بخش‌های دیگری را به داستان اضافه کنیم که گنگ و از لحاظ علمی نادرست باشند».
به همین دلیل مولتون و گورلی با استفاده از دست‌نوشته‌های موریارتی در فیلم، شروع به ایجاد رمزی محرمانه کردند تا به وسیله آن بتواند پیام‌های متعددی را - برای آغاز جنگی که در نظر دارد - در سراسر اروپا مخابره کند.
اما فکر می‌کنید این دو ریاضیدان چگونه به افکار شیطانی یک نابغه افسانه‌ای قرن نوزدهم راه پیدا کردند؟ با مطالعه کتاب‌های سر آرتور کانن دویل؟ نه! متأسفانه او آن‌قدر با جزئیات به روحیات و علایق موریارتی اشاره نکرده بود که بتوان به کمک آنها از افکار او و رؤیاهایی که در سر دارد، آگاه شد. تنها چیزی که به طور روشن در مورد او اشاره شده، نوشتن دو کتاب در مورد بسط دوجمله‌ای و دینامیک یک خرده‌سیاره است.
مولتون و گورلی برای به وجود آوردن یک رمز قانع‌کننده از بسط دوجمله‌ای آغاز کردند. گورلی می‌گوید: بسط دوجمله‌ای به مثلث خیام - پاسکال مربوط می‌شود و ما این رمز محرمانه را مبتنی بر آن تهیه کردیم».
این رمز در کتابچه جیبی قرمز موریارتی پنهان شده که پر از عدد است. آنچه در نگاه اول برای خواننده تداعی می‌شود، دنباله فیبوناچی است که به کمک آن می‌توان اعداد را از مثلث خیام – پاسکال استخراج کرد. به کمک این فهرست اعداد دیگری به دست می‌آیند که نشان می‌دهند کدام صفحه، خط و کلمه از کتابی باید جستجو شود. گورلی توضیح می‌دهد: «موریارتی در مورد این مثلث و دنباله فیبوناچی دچار وسواس شدیدی است و ما تلاش کرده‌ایم از این خصوصیت او برای طرح رمز استفاده کنیم».
این دو ریاضیدان علاوه بر طرح رمز، سخنرانی کاملی در مورد اجرام آسمانی نیز برای موریارتی نوشته‌اند. گورلی می‌گوید: «از قواعد ریاضی مرتبط با مکانیک سماوی که در انتهای قرن نوزدهم بسیار مورد علاقه دانشمندان بوده، استفاده کردیم».
در این فیلم موریارتی در مورد مسئله n- جرم‌ - مسئله‌ای ریاضی که به برهمکنش گرانشی متقابل اجسام آسمانی در حرکت با یکدیگر می‌پردازد، سخنرانی می‌کند. گورلی می‌گوید: «او باید به این قضیه علاقه داشته باشد. فرض کنید می‌خواهد موشکی بسازد که از جو زمین عبور کند و بعد به دلیل گرانش این سیاره به آن برگردد!».
و اگر باز هم بخواهیم داستان لو برود باید بگوییم که هلمز در لباس مبدل به این سخنرانی گوش می‌دهد و بعد با نگاه به تخته‌سیاه پوشیده شده از فرمول‌های ریاضی، معمایی را کشف می‌کند که تیزبین‌ترین ریاضیدانان امروزی آن‌را بیش از یک شوخی محاسباتی نخواهند دانست!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
                             

به خاطر دیر اومدنم ببخشید واقعا نمی تونستم
                                                                                                         



سه شنبه 18 مهر 1391ساعت : 14:39| نویسنده : هلمز 221

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram