به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
شرلوک 2
نظرات
شرلوک هولمز : وادار به خود کشی (قسمت دوم)

جان در حالی که صد قدم با خانه اش فاصله داشت، شرلوک را دید که به طرف او میدوید. انگار که از چیزی هراسان بود.وقتی به جان رسیدبا عجله گفت: پیداش کردم جان!)) جان که متعجب بود پرسید:چی رو پیدا کردی؟)) شرلوک گفت:بیا بالا تا بهت نشون بدم.)) هردو دوان دوان به طرف خانه حرکت کردند.از پله های خانه بالا رفتند.شرلوک سریع کلید اتاق را انداخت و وارد شد و شتابان انگشت سبابه اش را به سمت جسمی گرفت.جان گفت: یه چمدون ! یعنی همونه که ...؟)) شرلوک گفت: درسته جان. مال همون زنیه که جنازه اش رو توی اون ساختمون دیدیم. اسمش روی چمدون نوشته شده:سارا بلک. علاوه بر اون آدرس ایمیلش هم روی چمدون بود ولی پسوردش نیست.شماره موبایلش هم روی چمدون بود. ولی توی چمونش جز لباس و وسایل آرایش و گذرنامه و شناسنامه هیچی نیست) ) جان گفت: از کجا چمدونشو پیدا کردی؟))  شرلوک گفت:توی یه سطل آشغال  خیابون کلرادو! چند متر دور تر از جنازه. این موضوع تو رو وادار به فکر کردن در مورد چی میکنه؟ )) جان گفت: یه ...قاتل.)) شرلوک گفت:درسته!قاتل اون زنو به قتل رسونده ولی یادش رفته که چمدون پیشش جا مونده برای همین اونو درون سطل زباله رها کرده. با این که   خانواده ی مقتولین نقل کردند مقتولین بهشون زنگ زدند و گفتند من دیگه نمیخوام این زندگی رو ...یا ...من میخوام بمیرم...احتمالش خیلی زیاده که اونا کشته شده باشند.))

کمی بعد شرلوک روی کاناپه دراز کشید ودر حالی که به یک نقطه خیره شده بود گفت:جان ممکنه برام یه sms بزنی؟خودم خیلی خسته ام و حوصله ندارم.))جان گفت: خیلی خوب ...باشه.))

سپس جان موبایل شرلوک را برداشت و آماده شد برای نوشتن.شرلوک گفت:بنویس که ... چرا سارا بلک مرد؟ و شبی که اون مرد در خیابان کلرادو چه اتفاقی افتاد؟))جان پس از اتمام نوشتن پیام پرسید:خب این پیامو میخوای به کی بدی؟))شرلوک گفت: به شماره ی موبایل روی چمدون. ممکنه موبایل سارا بلک پیش قاتل باشه چون به تیپ سارا بلک میخورد که آدم ثروتمندی بوده.. امیدوارم قاتل بیاد با من بازی کنه و جواب sms منو بده.جان گفت:یعنی من به یه قاتل sms دادم؟)) شرلوک گفت :احتمالا. هنوز کاملا مطمئن نیستم.))

.........................................................................................................................................................................

ک روز بعد یک sms به شرلوک  رسید .شرلوک با عجله موبایلش را برداشت و به آن نگاه کرد. یک پیام از موبایل سارا بلک . شرلوک پیام را خواند و از تعجب دهانش باز ماند .جان نیز پیام را خواند و از تعجب سر جایش میخکوب شد. متن پیام این بود:امشب در ساعت 9 بیا به خیابان کلرادو جلوی رستوران مارتین سنت اون جا همه چی رو میفهمی آقای شرلوک هولمز))



چهارشنبه 29 شهریور 1391ساعت : 13:52| نویسنده : mmasoudh
 
شرلوک هولمز به روایت مدرن
نظرات
شرلوک هولمز : وادار به خودکشی (قسمت اول)
 سربازرس فاکس در حالی که داشت به سوالات خبرنگاران پاسخ می داد با خود فکر میکرد که فقط یک نفر میتواند این مشکل را حل کند. فاکس مضطرب به نظر میرسید و سوالات را با مکث فراوان جواب میداد و بین کلمات فاصله زیادی می انداخت. یکی از خبرنگاران پرسید: سربازرس فکر میکنید این خودکشی ها فقط یک مساله ساده است؟ هیچ مورد عجیبی پشت این ماجرا نیست؟ فاکس جواب داد : ببینید من میدونم که شما میخواهید از این قضیه گزارش تهیه کنید. اما الان برای تصمیم گیری زود است. من الان نمیتونم بگویم که ماجرای این خودکشی های زنجیره ای چیست.مطمئن باشید که گذر زمان در حل این مشکل به ما کمک میکند.
- تا کنون چهار خودکشی اتفاق افتاده فکر نمیکنید اگر دیر بشه مردم بیشتر دست به خودکسی بزنند.پزشکی قانونی اعلام کرده که تمامی این چهار نفر با یک سم مشابه مردند .ممکنه که پای یک قاتل درمیون باشه.
- باید به من مهلت بدید تا بتونم این مشکل رو حل کنم. خیلی خوب اجازه رفع زحمت بدید.

*************************************************

ادامه مطلب
چهارشنبه 22 شهریور 1391ساعت : 12:23| نویسنده : mmasoudh

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram