منوی اصلی
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر
به بیکر خوش آمدید!
  • AM یکشنبه 24 اسفند 1393 17:04 نظرات ()
    [http://www.aparat.com/v/KBaw5]




    [http://www.aparat.com/v/ECLex]




    ادامه...
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 فروردین 1394 21:49
    ارسال دیدگاه
  • AM پنجشنبه 21 اسفند 1393 09:11 نظرات ()


    میگویند او استعدادی خارق‌العاده دارد. تا حدی که انسان را می‌ترساند.


    فرارو: میگویند او استعدادی خارق‌العاده دارد. تا حدی که انسان را می‌ترساند. بازیگری جوان که توانسته بی مرزی توانایی‌هایش را به همگان نشان دهد. آنقدر به خوبی نقش نابغه‌ها را بازی می‌کند که می‌گویند نکند در زندگی واقعی هم یک نابغه است؟!


    باید از این نابغه ترسید!




    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 فروردین 1394 21:50
    ارسال دیدگاه
  • AM یکشنبه 17 اسفند 1393 21:23 نظرات ()
    معمایی از پنج معمای معروف آلبرت اینشتین
    مدت زمان پاسخ گویی 7 روز.
    هر دو هفته یک بار یک معما براتون میزارم.
    جدول امتیاز هم داریم .
    نفر اول 5  و دوم 4 امتیاز بقیه هم 3 امتیاز.



    میهمانی

     
    هشت زوج زن و مرد در یك میهمانی با یك دیگر ملاقات كردند كه به یكدیگر كتاب امانت بدهند.زوجها دارای  نام خانوادگی مشترك شغل مشترك و یك اتوموبیل مشترك هستند.ا هركدام رنگ خاصی را می پسندند.
    به علاوه ما از موارد زیر نیز با خبر هستیم:

    آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 15:03
    ارسال دیدگاه
  • AM پنجشنبه 14 اسفند 1393 13:00 نظرات ()


    ساموئل مورس مخترع کد مورس


    ساموئل فاینلی بریس مورس ( Samuel Finley Breese Morse) (زاده ۲۷ آوریل ۱۷۹۱ - درگذشته ۲ آوریل ۱۸۷۲) نقاش آمریکایی و ابداعگر کد مورس بود. او در نقاشی‌های خود به چهره‌نگاری و ترسیم صحنه‌های تاریخی می‌پرداخت.

    کد مورس روشی برای انتقال پیام و اطلاعات است که در آن از یک رشته نشانه‌های بلند و کوتاه استاندارد به نام خط و نقطه استفاده می‌شود.


    یک دستگاه قدیمی تلگراف کد مورس


    کد مورس در میانه دهه ۱۸۳۹ توسط  سموئل مورس ابداع شد و در آغاز دهه ۱۸۹۰ از آن بطور گسترده برای مخابرات رادیویی استفاده شد. امروزه با گسترش روش‌های ارتباطاتی پیشرفته‌تر دیگر از کد مورس استفاده‌ای نمی‌شود مگر در برخی مواقع ضروری یا موارد تخصصی همچون ایستگاه‌های ناوبری یا پیام‌های رادیویی آماتور.


    کد مورس برای الفبای فارسی

    حروف الفبا
    حرف کد حرف کد
    الف • – ص • – • –
    ب – • • • ض • • – • •
    پ • – – • ط • • –
    ت ظ – • – –
    ث – • – • ع – – –
    ج • – – – غ • • – –
    چ – – – • ف • • – •
    ح • • • • ق • • • – – –
    خ – • • – ک – • –
    د – • • گ – – • –
    ذ • • • – ل • – • •
    ر • – • م – –
    ز – – • • ن – •
    ژ – – • و • – –
    س • • • ه
    ش – – – – ی • •
    عددها
    عدد کد
    ۰ – – – – –
    ۱ • – – – –
    ۲ • • – – –
    ۳ • • • – –
    ۴ • • • • –
    ۵ • • • • •
    ۶ – • • • •
    ۷ – – • • •
    ۸ – – – • •
    ۹ – – – – •
    نقطه‌گذاری
    علامت کد نام
    . • • • • • • نقطه
    ، • – • – • – ویرگول
    ‍؛ – • – • – • نقطه‌ویرگول
    : – – – • • • دونقطه
    ؟ • • – – • • علامت سؤال
    ! – – • • – – علامت تعجب

    • – • – • سر سطر
    - – • • • • – خط فاصله
    / – – – – – – خط کسری
    ـ • • – – • – خط زیر عبارت
    () – • – – • – پرانتز

    برای نمونه، هشدار می‌شود:

    ه: •

    ش: – – – –

    د: – • •

    ا: • –

    ر: • – •
















    آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 15:03
    ارسال دیدگاه
  • AM پنجشنبه 7 اسفند 1393 00:00 نظرات ()
    • استفاده از استنتاج به قصد بهترین تبیین یعنی چه؟

    4- ساختار همه استنتاج های استقرایی که تاکنون به آنها پرداختیم در اساس یکسان بوده است. در همه نمونه ها، صورت مقدمه استنتاج این است: «همه الف هایی که تا به حال بررسی شده اند ب بوده اند». صورت نتیجه هم یا این است: «الف بعدی ب خواهد بود» یا گاهی این است: «همه الف ها ب هستند». به بیان دیگر، این استنتاج ها ما را از نمونه های بررسی شده یک مجموعه مفروض به نمونه های بررسی نشده آن مجموعه می رسانند.
    چنان که دیدیم چنین استنتاج هایی در زندگی روزمره و در علم به طور گسترده کاربرد دارند. اما نوع دیگری استنتاج غیر قیاسی هستند که متداول هم هست ولی با این الگوی ساده انطباق ندارد. به مثال زیر توجه کنید:
    از پنیر توری گنجه فقط کمی خرده هاش مانده، بقیه اش انگار دود شده رفته هوا
    دیشب از گنجه صدای خش خش می آمد
    بنابراین، پنیر را موش خورده
    پیداست که این استنتاج قیاسی نیست، چون مقدمات مستلزم نتیجه نیستند.

    آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 15:03
    ارسال دیدگاه
  • AM چهارشنبه 6 اسفند 1393 15:03 نظرات ()
    • دیدگاه متفاوت پوپر درباره استقراء
     
    2- به نظر اکثر فیلسوفان اتکای علم به استدلال استقرایی به قدری واضح است که اصلاً لزومی ندارد کسی برای آن دلیل بیاورد. اما نکته جالب توجه این است که کارل پوپر فیلسوف، این موضع را نمی پذیرد. پوپر مدعی است که دانشمندان فقط به استنتاج قیاسی نیاز دارند. و چه خوبی می شد اگر نظر پوپچر صحیح می بود، چون، همان طور که دیدیم، استنتاج قیاسی بسیار مطمئن تر از استنتاج استقرایی است.
    استدلال اصلی پوپر به قرار زیر است. اثبات صدق نظریات علمی بر پایه داده های محدود غیر ممکن است، اما اثبات کذب آنها ممکن است، فرض کنید دانشمندی این نظریه را بررسی می کند که همه فلزات رسانای الکتریسیته هستند. حتی اگر همه قطعات مورد بررسی او رسانای الکتریسیته باشند باز هم، با توجه به دلایلی که گفته شد، صدق این نظریه اثبات نمی شود. اما کافی است دانشمند ما فقط یک قطعه فلز نارسانا پیدا کند تا اثبات شود که نظریه یاد شده کاذب است. زیرا رسیدن از گزاره «این قطعه فلز رسانای الکتریسیته نیست» به گزاره «کاذب است که هر قطعه فلزی رسانای الکتریسیته است» استنتاجی قیاسی است، به این معنی که مقدمه مستلزم نتیجه است. بنابراین اگر دانشمندی بخواهد برهان بیاورد که فلان نظریه کاذب است بدون بهره گرفتن از استنتاج استقرایی می تواند به مقصودش برسد.
    واضح است که استدلال پوپر اشکال دارد. چون دانشمندان صرفاً در پی اثبات کذب نظریات نیستند. البته، زمانی که دانشمند مشغول گردآوری داده های تجربی است، چه بسا هدفش این باشد که نشان دهد فلان نظریه (مثلاً مهم ترین نظریه ای که رقیب نظریه خود اوست) کاذب است. اما او به احتمال قوی تر می خواهد صدق نظریه خودش را به کرسی بنشاند و برای رسیدن به چنین مقصودی چاره ای ندارد جز این که دست به دامن نوعی استدلال استقرایی بشود. بنابراین سعی پوپر برای اثبات این کار که علم را می توان بدون استقرا پیش برد قرین توفیق نبوده است.


    آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 15:03
    ارسال دیدگاه
  • AM سه شنبه 5 اسفند 1393 12:42 نظرات ()

    استنتاج
    اصطلاحی است که در فلسفه و منطق به کار می رود. این واژه به معنای نتیجه گیری می باشد و منظور از آن این است که ذهن از یک حکم کلی، یک حکم جزئی را نتیجه بگیردو به اصطلاح از کلی به جزئی پی ببرد.
    مثلاً پس از آنکه بر ما ثابت شد که هر سیاره ای می چرخد، و زمین نیز یک سیاره است، نتیجه می گیریم که زمین هم می چرخد. به عبارت دیگر، این حکم را استنتاج (نتیجه گیری) می کنیم.
    اگر بخواهیم ترتیب منطقی این استنتاج را بیان کنیم، این طور می گوییم:

    هر سیاره ای می چرخد. ( حکم کلی )                                                                                                                      
    زمین ، یک سیاره است.

    نتیجه : بنابر این زمین میچرخد.(حکم جزئی)

    به این نتیجه گیری که حاصل فعالیتی ذهنی است، استنتاج گفته می شود. هر استدلالی با استنتاج همراه است؛ زیرا استدلال برای حصول به یک نتیجه است و اگر نتیجه گرفته نشود، (استنتاج نشود)، دیگر استدلال نخواهد بود.

    اساسا هر نتیجه ای که در ذهن خود داریم، حاصل یک استنتاج است؛ استنتاج از یک سری مقدمات که ممکن است خودمان هم از آنها آگاه نباشیم حاصل میشود.
    یکی از ویژگی های اصلی استنتاج، این است که در آن، نتیجه به طور ضروری از مقدمات حاصل می شود؛ یعنی ممکن نیست نتیجه از مقدمات حاصل نگردد.





    آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1394 15:01
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 7 ... 4 5 6 7