به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
john .... please back
نظرات
اینم از داستانی که براتون تعریف کردم...به خوبی داستان های دیگر نویسنده ها نیست ولی دوست داشتم این متن رو بخونید...اگر خوب نیست به بزرگی خودتون ببخشید...راستی یکی از افرادی که بهم خیلی کمک کرد السا بود ازش ممنونم




ادامه مطلب
مرتبط با: مناسبت ها ,
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392ساعت : 16:32| نویسنده : dark moon
 
داستان از زبان شما 3
نظرات
باید بگم این پست رو مدیون asi هستم....از sh عزیز هم باز عذر خواهی میکنم !!!!!!! بالاخره پذیرفته شد یا نه



یه چیز دیگه ...اگه از این پست داستان از زبان شما خوشتان نمیاد قطعش میکنم...اگه هم دوست دارین که نظر لطفتونه و به گذاشتن این پست ادامه خواهم داد

سوال این پست 

1شرلوک چگونه میتوانست کد را از موریارتی بگیرد؟
2جیم زنده است.... اگر زنده است چگونه مرگ خود را جعل کرده؟



چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت : 17:02| نویسنده : dark moon
 
داستان از زبان شما 2
نظرات


یه پست بحث برای شما عزیزان.



شرلوک چرا بلافاصله بعد از مرگ دروغیتش به جان حقیقت را نگفت...آیا موریارتی زنده است که با عث نگرانی شرلوک شده؟
منتظر نظراتتون هستم

sh ...... با من قهر نکن...من بازم معذرت میخوام

یکشنبه 8 اردیبهشت 1392ساعت : 12:12| نویسنده : dark moon
 
راز بازگشت شرلوک
نظرات
سلام.....میخواستم از همه به خاطر این همه نظر و انتقاد و .....تشکر کنم

میخوام یه مطلب جدید بزارم...با اجازتون
انتشار دو كتاب جدید درباره «آرتور كونان دویل» نشان می‌دهد كه ‌حواشی زندگی و آثار او همچنان جذاب است و ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا)، به نقل از "نیویورك تایمز"، شناخت بیشتر از «آرتور كونان دویل» هنوز اهمیت دارد؛ مردی كه در سال 1893 اعلام كرده بود «آخرین مسئله» را باید حل كند و آن را با مرگ شرلوك هولمز حل كرده بود (و به نظر خیلی ها، این، خودخواهانه ترین راه حل برای پایان سرنوشت مردی بود كه خوانندگان بسیاری پیگیر ماجراهای او بودند

كتاب «مردی كه شرلوك هولمز را آفرید: زندگی و دوره سر آرتور كونان دویل» به همت «اندرو لای ست» در 559 صفحه به قیمت 30 دلار توسط انتشارات فری و كتاب «آرتور كونان دویل؛ یك زندگی از خلال نامه ها» توسط جان لیلین برگ، دانیل استاش دور و چارلز فولی ویرایش شده، در 706 صفحه به قیمت 95 /37 دلار منتشر شده اند.
 
یكی از جالبترین طعنه های موجود در تاریخ داستان مدرن این است كه شخصیتی كه توسط خالقش برای مرگ آفریده شده بود، بار دیگر توسط همین آفریننده و نه در كار دیگری به زندگی بازگشت. هولمز آنقدر حقیقی بود و آن قدر پركشش و جاذب كه بسیاری از خواننده ها هنوز تصور می كنند او واقعا وجود داشته و حتی هنوز برخی دوست دارند بگویند كه كونان دویل به عنوان كارگزار ادبی دكتر واتسون كه علاقه مند به نوشتن داستان بود، شخصیت هولمز را از روی یكی از دوستان واقعی او آفریده است.

 با این حال در میان زندگی درهم و برهم و پر از شهرت و اعتبار، هولمز كسی است كه به سوی مرگ می رود. 

با تمام آنچه تاكنون درباره شخصیت شرلوك هولمز گفته شده به نظر می رسد خاطرات و دست نوشته های آرتور كونان دویل هنوز منبع مناسبی برای فرونشاندن عطش شدید نویسندگان و مردم در این باره باشد. این گنج بزرگ كه به تازگی از میان انبوه خاطرات، نامه ها و دست نوشته های منتشر نشده او ـ كه طرح های اولیه برای دو كتاب جدید هم در میان آنهاست – انتخاب شده، زندگی او را به صورت تمام و كمال و با جزییات بی سابقه به تصویر كشیده است.

 اگر تاكنون دلیل كافی نداشتیم برای اینكه این مرد را فردی زیرك، بی حوصله و ـ مثل كارآگاهش ـ غیرقابل كشتن بدانیم،حالا با انتشار این خاطرات به راحتی به چنین دلایلی دست یافته ایم.
دویل و هولمز ، هر یك به شیوه خود، خلقیات دوره ویكتوریایی را عیان كرده اند و در روندی كه هنوز به برخی رنگ های قدیمی آن عصر اجازه حضور می داد، به توصیف آن دوره پرداخته اند 
عنوانی كه «اندرو لای ست» برای بیوگرافی خود انتخاب كرده بدون شباهتی با دیگر كتاب هایی كه پیشینیان او نوشته اند، نشان می‌دهد كه او قصد نداشت با معطوف كردن نگاه ما به خانه عجیب شماره 221 خیابان بیكر، به دنبال كسب اعتباری جدید برای كونان دویل باشد. 

در كتاب «مردی كه شرلوك هولمز را آفرید: زندگی و دوران سر آرتور كونان دویل» یك خبرنگار پیشین كه پیش از این بیوگرافی «رودیارد كیپلینگ» و «یان فلمینگ» را نیز نوشته، بررسی بسیار موشكافانه ای از اینكه چگونه یك دكتر معمولی از پورت موث می تواند تا نقطه اوج ادبیات اواخر دوره ویكتوریایی بالا بیاید ارائه می كند. 

لای ست كونان دویل را چنین معرفی كرده است: او كه در یك خانواده ایرلندی در سال 1859 در اسكاتلند به دنیا آمد، همه دنیای خیال پردازانه اش را از مادرش دارد؛ از كسی كه به صورت ژنتیك استعداد ویژه ای برای داستان سرایی داشت. همین هم موجب شد تا كونان دویل از همان دوران كودكی همه قصه های اسرارآمیز خرس های جنگلی را ببلعد و ماجراهای علمی _ تخیلی ژول ورن را پی بگیرد و در داستان های عجیب و غریب سر والتر اسكات بر مبنای رمانس های تاریخی غرق شود. همه اینها ژانرهایی است كه خود او بعدها در جستجوی آنها برآمد. 

همه احترامی كه او برای یافتن دلایل منطقی قایل شده است ریشه در تحصیلات پزشكی اش در ادینبورگ دارد، جایی كه استادان رشته های گوناگون علمی او را با قدرت استنتاج خود شیفته می كردند و اشتیاق او را برای شناخت مسایل مربوط به پزشكی قانونی و تاثیرات كوكایین برمی انگیختند. 

اما تناقض اصلی زندگی آرتور چنان كه "لای ست" به آن پرداخته، این است كه این دكتر آموزش دیده و مخترع شرلوك هولمز بسیار بسیار منطقی، خود به شكلی تاثیرگذار تحت تاثیر مسایل مربوط به ماوراء الطبیعه قرار داشت و جلسه احضار ارواح، گرفتن عكس از روح و دیگر رفتارهای ترسناك و غیرعادی برای او مثل هولمز (و خود ما) همیشه از جذابیت های بی پایان دهن پركن برخوردار بود.
 
لای ست با توصیفی هوشیارانه، به این امر می پردازد كه صداهای مختلفی كه كونان دویل از پدیده های مختلف می شنید، نگاه او را به مسایل ماوراء‌الطبیعه به عنوان «امتداد طبیعی علوم» معطوف و او را به این علاقه‌مند می كرد. این شناخت تاثیری دوگانه و مرموز به جای می گذاشت  چنان كه هر دو  آنها یعنی دویل و هولمز ، هر یك به شیوه خود، خلقیات دوره ویكتوریایی را عیان كرده اند و در روندی كه هنوز به برخی رنگ های قدیمی آن عصر اجازه حضور می داد، به توصیف آن دوره پرداخته اند.
اگر تاكنون دلیل كافی برای این كه این مرد را فردی زیرك، بی حوصله و به صورت قاطعانه ای مثل كارآگاهش غیر قابل كشتن بدانیم، نداشتیم حالا با انتشار این خاطرات به راحتی به چنین دلایلی دست یافته ایم 
در یك سرفصل از كتاب با عنوان «روح زمانه» نویسنده چهره ای اسرارآمیز و جالب از دویل ارائه می كند و از تاثیر اعتراض عمومی مردم و هزینه بسیاری كه برای این اعتراض پرداخت شد، سخن می گوید كه سرانجام موجب بازگشت دوباره هولمز به زندگی شد. 

او به دیگر آثار دویل هم پرداخته و به عنوان یك مرد موفق كه صاحب لقب درباری «سر» بوده به چند كتاب دیگر او پرداخته كه شامل ماجراهای «جهان از دست رفته» است و از دیگر كارهای خوب او هم یاد كرده؛ مثل زمانی كه او از هولمز استفاده كرد تا با روش های منحصر به فرد سر و گوش آب دادن او و بررسی های موشكافانه اش ثابت كند كه مرد نیمه سرخپوستی كه به ناحق به زندان افتاده، در حقیقت بی گناه بوده است. 

این داستان بعدها هم الهام بخش «جولین بارنز» برای نوشتن رمان «آرتور و جورج» شد. با این حال با تداوم این سبك از نوشتن توسط لای ست در بخش هایی از كتاب كشش بیوگرافی كاهش می یابد. استناد به نامه ای برای اثبات اینكه دویل در حالی كه همسر اولش از ابتلا به بیماری سل در بستر مرگ بوده با همسر دومش ازدواج كرده و نگرانی ای از بابت ابتلای او به این بیماری نداشته است، یكی از این موارد است. رفتار مقتدرانه او با فرزندانش و نیز خساست او را نیز لای ست با استناد به نامه ای دیگر مطرح می‌كند، در حالی كه امكان برداشت های دیگری از این مكاتبات هم می تواند وجود داشته باشد.
 
با این حال" لای ست" از بیان جزییاتی كه موجب رشد سیاسی و فرهنگی محافظه‌كارانه دویل شد، دریغ نمی كند و همچنین از خودبینی آقامنشانه و تنگ‌نفسانه او یاد می كند كه با بازآفرینی خود در نقش سنت پاول در جهان امروز به دنبال مسایل ماورایی می گشت و سرانجام آن قدر خطر می كند كه مرگ در سال 1930 به سراغش می آید.
 
"لای ست" برای نوشتن این بیوگرافی و به ویژه برشمردن تلاش ها و شاهكارهای غیرشرلوك هولمزی كونان دویل به كتاب های بسیار و مواد آرشیوی متعددی مراجعه كرده و نشان داده است كه در زندگی این مرد موارد متعددی از ابهام وجود دارد كه استحقاق پرداختن بیشتر به آنها را تایید می كند. 

در اثر دیگر "جان لیلین برگ" كه نماینده آمریكایی ناشر آثار كونان دویل نیز هست، "دانیل استاش  كه در سال 1999 بیوگرافی «داستان گوی داستان ها: زندگی آرتور كونان دویل» را نوشته
 "چارلز فولی" كه نوه بزرگ دویل و وارث كنونی آثار اوست، یك كتاب 706 صفحه ای را گردآوری كرده اند كه بر مبنای مكاتبات او فراهم شده است. این كتاب تحت عنوان كو«آرتور نان دویل: یك زندگی از خلال نامه ها» به بررسی شخصیت او پرداخته است. 

از قرار معلوم بازاریابی صرف گردآورندگان این مجموعه را واداشته است تا از میان مجموعه متشكل از انواع و اقسام مكاتبات به انتخاب آنهایی بپردازند كه چندان نمی توان برای آنها ارزشی قایل شد.
بر مبنای همین هم در مقدمه كتاب ذكر شده كه «دویل مثل همه سماجتی كه در ماجرای داستان هایش به خرج می داد، به زندگی چسبیده بود» در این میان برخی از نامه ها كوبنده و باصلابت اند؛ خصصوصاً آنها كه بازگو كننده احساسات پرشور و زنده دویل از كار در بیمارستانی نظامی در جنگ بوئر هستند. اما این صلابت در بخش هایی از كتاب به ویژه آنجا كه نامه های او به مادرش مطرح می شود رنگ می بازد و به طور اجتناب ناپذیری به نظر می‌رسد كه ویراستارها به صدای راوی كه از ورای آنها به گوش می رسد، اعتماد كرده و ترجیح داده اند شخصیتی را شكل دهند كه بسیار وابسته به مادرش بود.
 
این مجموعه در هر بخش این انتظار را برای خواننده به وجود می آورد كه كونان دویل واقعی دیگر باید پیدا شود، اما چنین چیزی وجود ندارد و از مردی كه از بخش‌های مختلفی تشكیل شده بود، از كشش ها و علایق برجسته ای كه به مسایل سیاسی داشت و دو مبارزه برای راه یافتن به پارلمان از آن جمله است و شباهت هایی كه روابط اجتماعی و سیاسی اش با برخی از داستان های كارآگاهی اش دارد، در این كتاب خبری نیست.
برعكس پس از مجموعه ای پایان ناپذیر از طرح مسایل مالی، مسابقات كریكت و فوران انواع احساسات متنوع برای «مامان»؛ این احساس به خواننده دست می دهد كه یك فرد عاقل برای دست یافتن به كونان دویل از شرلوك هولمز استفاده كرده اما فرصتی برای بیان همه آن دلایل منطقی و دستاوردهای دقیق او نیافته و سرانجام با سیاه كردن 700 صفحه مجبور شده كه سراسیمه از كونان دویل به دلیل این كه وجود داشته تشكر كند.

 او از شما كه جای خالی همه آن چیزهایی را كه باید در كتاب وجود می داشت و متاسفانه وجود ندارد، تحمل كرده اید و در میان انبوهی از مطالب ملال آور غرق شده اید، سپاسگزار باشد. 

هر چند كونان دویل اگر وجود داشت می توانست از این مجموعه احساس دلتنگی كند و آزرده خاطر شود، اما «سگ شکاری خانواده باسكرویل» و «رسوایی در کشور بوهم» و همه آن داستان های جاودان دیگری كه از او به جا مانده، بهترین سند برای نویسنده و همان ها هستند كه به درك این شخصیت كمك می كنند؛ همان گونه كه در شان اوست. 


شنبه 7 اردیبهشت 1392ساعت : 14:52| نویسنده : dark moon
 
داستان از زبان شما
نظرات
سلامی دوباره....این دفعه استرس ندارم چون استقبالی که کردین عالی بود از همه ممنون....این دفعه میخوام پستی بذارم برای سنجش تخیل شما

واکنش شرلوک به ازدواج جان چه خواهد بود ؟؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392ساعت : 18:08| نویسنده : dark moon
 
یک شرلوک بی بی سی دیگه
نظرات
سلام الان لبریزم از هیجاننننننننننننننننننننننن....اولین پستیه که دارم  میذارم...لطفا باهام ملایم برخورد کنید هافک کنم استرس دارم شدید...


یک شرلوک بی بی سی دیگه!!!!!!!!!
هموطن-شاید بسیاری از شما، آرتو كانن دویل را بشناسید و یا حداقل با شخصیت معروف و بین المللی خلق شده توسط وی آشنا باشید. شرلوك هلمز، كارآگاهی كه زمانی به یكی از محبوب ترین شخصیتهای سینمایی دنیا تبدیل شده بود و فیلمهایش به بهترین شكل می فروخت. 
اما كمتر كسی هست كه امروز با حضور بازیگران مطرح و سرشناس آمریكایی، داگلاس ویلمر را بشناسد. كسی كه بهترین شكل ممكن در قالب و تیپ شخصیت شرلوك هلمز فرو رفته بود و این نقش را ایفا می كرد.

او در سال 1920 در لندن متولد شد و در دانشگاه استونی هارست تحصیلاتش را ادامه داد. نخستین ایفای نقش او در سینما، بازی در فیلم ریچارد سوم به كارگردانی لارنس اولیویر بود كه آنجا نقش دورست را بازی می كرد. 
او كارش را به عنوان یك بازیگر نقش چندم شروع كرد و سرانجام به مرحله یی رسید كه بهترین خاطراتش را بازی در فیلمهای كریستوفر لی فو مانچو به عنوان بازیگر نقش اول عنوان می كند. 
در سال 1964 بود كه به دعوت شبكه ی بی بی سی و به كارگردانی دیوید گودارد، نخستین ایفای نقش خود در قالب شرلوك هلمز را انجام داد كه در این فیلم، نیگل استوك در نقش دكتر واتسون او را همراهی می كرد. 
ویلمر و استوك بعد از این تجربه ی مشترك، بار دیگر در سال 1965 همكاری جدیدی را برای یازده اپیزود دنباله دار از داستانهای شرلوك هلمز آغاز كردند و در این مدت، افرادی چون ماری هولدر، پیتر مادن و درك فرانچیچ آنها را به عنوان بازیگران میهمان یاری می رساندند. هر چند كه در ادامه به دلیل كمبود وقت، ته كشیدن پول و تخصیص نیافتن بودجه برای پرداخت حقوق عوامل فیلم، ساخت این مجموعه ها متوقف شد و ادامه نیافت. 
اما دو مورد از این اپیزودها توسط بی بی سی پخش شدند و با استقبال هم مواجه شدند. یك تحلیلگر سینمایی، حضور ویلمر را به عنوان یك بازیگر حرفه یی، بدون تپقهای بی مورد و بازیگری بدون احساس !! قلمداد می كند و معتقد است كه هیچگاه در ایفای نقش خود، با دستپاچگی و عجله حركت نكرده است. در واقع او كاملا همان خواسته یی را اجرا كرده كه كانن دویل چند ده سال پیش در كتابهایش آنها را مطرح كرده است. اما نیگل استوك، با بهره ی هوشی كمتر، اما گرمتر و صمیمانه تر ایفای نقش می كند و بیننده می تواند احساس كند كه از بازی وی لذت می برد، در حالی كه بازی داگلاس ویلمر، در نقشی كه باید در آن قالب فرو برود، یك بازی سرد و خشك، در عین حال با یك هوش خارق العاده و خاص ارایه می داد و در عین خونسردی، مخاطب را به هیجان وادار می كرد. 
هرچند این گروه در انجام، نتوانست اتحاد قبلی خود را حفظ كند و ركن اصلی سریالهای شرلوك هلمز یعنی داگلاس ویلمر از مجموعه خارج شد تا نیگل استوك همچنان به عنوان دكتر واتسون در مقابل پیتر كاشینگ باقی بماند و كارش را ادامه بدهد. 
پیتر كاشینگ در سال 1968 به عنوان شرلوك هلمز وارد مجموعه شده بود. هرچند داگلاس ویلمر هیچ وقت به عنوان شرلوك هلمز دوست داشتنی مردم، به مجموعه ی بی بی سی باز نگشت اما در سال 1973، در یكی از اپیزودهای شرلوك هلمز به عنوان پروفسور فن دوسن و در سال 1975 به عنوان برادر كوچكتر دكتر واتسون كه در آن زمان تورلی ولترز این نقش را بر عهده داشت، به كارگردانی گنه ویلدر در بی بی سی حاضر شد. 


سه شنبه 3 اردیبهشت 1392ساعت : 14:23| نویسنده : dark moon

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram