تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - مطالب dark moon
منوی اصلی
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر
به بیکر خوش آمدید!
  • dark moon دوشنبه 20 خرداد 1392 10:02 نظرات ()
    سلااااااااااااام به همگی...من اومدم...ببخشید داستانم یه خورده طول کشید....گرفتاری امتحانات ولمون نمیکرد که ولی امروز دیگه توم شد و انقدر خوشحالم که نگوووووووووووووو و نپپپپپپپپرس..
    تازه...به خاطر اینکه دیگه کارام سنگین نیست یه وبم زدم...اولین پستشم گذاشتم...دلم میخواست شادیم رو با همتون تقسیم کنم... از نزدیک البته ولی مجبورم درادور این کار رو انجام بدم...راستی ادامه ی داستان رو هم گذاشتم...ببخشید طول کشید سرم خیلییییییییی شلوغ بود
    راستی این عکس رو هم گذاشتم برای پدیا...گفته بودی دیالوگ های معروف فیلم..اینم از دیالوگ

    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:26
    ارسال دیدگاه
  • dark moon دوشنبه 13 خرداد 1392 10:12 نظرات ()
    بچه های عزیز....راجع به داستانام باید بگم یه کوچولو به من سختگیری میکنید...میدونم داستانام چنگی به دل نمیزنه ولی باور کنین نا امید شدم که بقیش رو بنویسم ولی به هر حال نوشتمش...ببخشید اگه زیادی پر رو هستم

    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:33
    ارسال دیدگاه
  • dark moon شنبه 11 خرداد 1392 10:07 نظرات ()
    سلام به همگی...
    با ادامه ی داستان اومدم...اینقدر روش فکر کردم که کم کم داشتم احساس میکردم مخم دود کرده و الانس که ویندوزم پره
    به این ریختی که دیدین...یه خبر دیگم بدم تا چند روز آینده یک پست خواهم زد که شما دوستان عزیز داستاناتون رو توی اون پست میذارین چون تو این چند وقته دید که بعضی از بچه هامون چقدرررررررررررررررررررررررر با استعداد و خلاق هستند...دیگه حرفی ندارم و خوشحال میشم که نظراتتون رو در مورد داستانم بدونم




    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:36
    ارسال دیدگاه
  • dark moon دوشنبه 6 خرداد 1392 09:42 نظرات ()
    سلام بچه ها...حتما الان میگین این تعادل نداره...یه عالمه وقت پست نمیذاره بعد یهویی میپره وسط..چه کنیم داستان اومد تو ذهنمون..باید بگم اگه متوجه نشدین.شیرین هم یه ادامه ای براش در نظر داشت..شاید بعدا داستان اون رو به صورت مجزا بذارم..اگه بدونید چقدر هیجانیه داستانش...گرچه مال من زیاد تعریفی نداره...ولی خب...شیرین نویسنده ی خوبیه ولی ازش اجازه میخوام بعدا مال اون رو بذارم...داستان رو بخونید و نظراتتون رو واسم بذارید....حرف حرف خواننده است دیگه



    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:41
    ارسال دیدگاه
  • dark moon یکشنبه 5 خرداد 1392 07:08 نظرات ()
    بچه هااااااااانمیدونید من چه قدر تو این چند وقته سعی میکردم پست بذارم ولی نمیشد.........و اما حالا اومدم تا براتون ادامه ی داستان رو بذارم...من هنوزم میگم...ممکنه داستان های من حوصلتون رو سر ببره ولی باور کنین هر نظری که میذارین و به من دلگرمی میدین پر رو تر و خوشحال ترم میکنه......دیگه زیاد نمینویسم که موقع خوندن داستان خمیازه اتون تموم نشده باشه


    راجع به عکس به خدا من نمیگم شرلوک مالی رو دوست داره....عکس یگه
    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:42
    ارسال دیدگاه
  • dark moon یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 10:43 نظرات ()
    سلا م به همگی......میدونید !!!!خداحافظیم بیخود بود نتو نستم دوام بیارم ....مثل کش برگشتم تو وب..بابا هر کی یه ظرفیتی داره آخه یه ذره رحم داشته باشین... دلم تنگ شده بود ولی این دفعه یک معما دارم ...امیدوارم خوشتون بیاد.برید به ادامه 



    جواب معما:سویدی دروغ میگه چون اردک ماهی در آب های شیرین زندگی میکنه

    اسامی برنده ها:کوشا-chichi-السا-سانی-ariana

    ممنون از یاری سبزتون

    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:56
    ارسال دیدگاه
  • dark moon یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 16:42 نظرات ()
    مطلبم حذف شد... با عرض پوزش دوباره گذاشتمش





    اینم برای سارینا جوون
    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 19:48
    ارسال دیدگاه
  • dark moon شنبه 21 اردیبهشت 1392 07:11 نظرات ()
    در ایستگاه مترو بیکر لندیک اثر با کلاه و پیپ آشنا میبینید.این اثر نشان دهنده ی موزه ی کاراگاه معروف شرلوک هلمز استکه توسط یک موسسسه ی غیر انتفاعی اداره میشود.این موزه دارای 4 طبقه است.در طبقه ی اول یک فروشگاه کوچک است.در طبقه ی دوم میتوانید اتاق خواب شرلوک هلمز را ببنید.طبقه ی سوم  اتاق خواب دکتر واتسون و خانم هادسون بوده که کاملا با مشخصات کاراکتر های اصلی بازسازی شدهو اما طبقه ی چهارم .... در آنجا میتوانیم مدل های بازسازی شده از شخصیت ها را ببینیم...تمام ظواهر داخل خانه از روی داستان اصلی بازسازی شده...برای دیدن بقیه ی عکس ها اید برین ادامه ی مطلب .چاکر شما دارکی جون 

    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 20:25
    ارسال دیدگاه
  • dark moon جمعه 20 اردیبهشت 1392 11:36 نظرات ()
    سلام.... باید از همه بخصوص س جان و دیگر علاقه مندان به این دایتان عذر خواهی کنم....طی یک سری اتفاقات که خودمم نمیدونم چی بود پارت سوم داستانم حذف شد و الان با چه بد بختی تونستم گیرش بیارم ... لطفا من رو ببخشید و س جان اگر خوندی حتما یک اطلاعی بده چون میترسم دیگه نتونی بیای تو نت...باز هم متاسفم...میتونید این داستان رو موسیقی متن اون جایی که شرلوک میخواد بپره بخونین من که گریه کردم....تعریف از داستانم نیستا...اگر خوب نیست و به اندازه ی لطفی که تو پارت های قبلی به من کردین نیست ببخشید
    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 20:26
    ارسال دیدگاه
  • dark moon سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 16:03 نظرات ()
    نمیخواستم به این زودی ها بذارم ولی چون خودم قبلا این حس رو درک کردم زود براتون میذارم فقط اگه خوب نیست ببخشید
    خیلی ازتون ممنونم به خاطر نظراتون .... ببخشید اگه زیادی رمانتیکه
    آخرین ویرایش: شنبه 7 دی 1392 20:27
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4