به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
معمای جنایی(شماره یک)(تمام شد!)
نظرات
آپدیت۲! جواب قرار داده شده!
جکاب و لیست کسانی که درست جواب دادن در ادامه معما


آپیدیت!
من یه معذرت تواهی بهتون بدهکارم
الان معما رو ویرایش می کنم و زمانشو تمدید می کنم چون ایراداتش زیاده 
الان که این متنو می خونید یعنی معما دیگه مشکلی نداره!
راستی زمانم آپدیت شد!
تا روز ۳ شنبه۳۰ شهریور ساعت۱۲ شب وقت دارید!


سلام خدمت دوستان

این معمایی که می فرستم طراحی مشترک بنده و مهدی(کورت والندر)می باشد.
تو کانالمون هم گذاشتیم از شدت سختی کسی حل نکرد حالا ببینم شما می تونید حلش کنید یا نه؟
باهوشا زود تند سریع ادامه مطلب:)
پ.ن:مهلت ارسال جواب تا سه شنبه ساعت ۱۲ شب
کار آگاه مرادی:بعد از حل چند پرونده که نزدیک بود به رسوایی چند خانواده ختم شود، رفتم حسابم را چک کنم! آخر ما کارآگاه های خصوصی هم دل داریم! راستش چند وقتی بود داشتم پولم را جمع می کردم تا یک کیا اسپورتیج مشکی صفر بخرم! پرونده های خصوصی چرب و چیلی را برمی داشتم تا یک چیزی ته جیب (و ایضاً حسابم) داشته باشم. 
به هر حال بعد از چند روز کار سخت و فکر کردن و سرنخ پیدا کردن و بدو بدو کردن، آمدم سرم را روی بالش گرم و نرم بگذارم که قاسمی (خدا بگویم چه کارش نکند!) از دفتر زنگ زد و به من گفت که سرهنگ افشار آمده دفتر و فی الفور مرا احضار فرموده! 
به دفتر رفتم. افشار گفت:
-امروز از اداره چند منطقه مختلف یک سری قتل کاملا غیر عادی و نادر کشف کرده اند، اما همه آنها مشابه اند! ممکن است به ما کمک کنید؟
-آقای افشار! همین الآن هم به زور سر پا ایستاده ام...
-چطور است چند روز به خاطر پرونده های خصوصی که فلان قدر خرج می کنند شب تا صبح بیدارید، اما به خاطر این جریان...
-مسئله فقط بیدار ماندن نیست جناب افشار. مسئله این بالاست که باید خوب کار کند! در این چند روز انقدر از این مغز بی نوا کار کشیده ام که واشر سر سیلندر سوزانده! کارمند رسمی پلیس نیستم که با من این طور صحبت می کنید ها! 
-خیلی خوب! تسلیم! اما برای کمک باید به سراغ چه کسی غیر از شما برویم؟
-قاسمی! اگر دوست داری با آنها برو. این کارت ویزیت را بگیر، آقای افشار، توانایی اش بیشتر از من نباشد کمتر نیست، کاملا مورد اعتماد و محافظه کار. روی رازداری اش هم می توانید کاملا حساب کنید! من در مقابل او معادل بی بی سی هستم! 
*
دستیلر کار آگاه موسوی:در خانه، کارآگاه موسوی داشت طریقه هک یک سیستم دوربین مداربسته را به من یاد می داد و هنوز به مهم ترین قسمتش نرسیده بودیم که زنگ را زدند. پسر جوانی، قاسمی نام پشت در بود. کارآگاه گفت:
-قاسمی است؟ بگو بیاید تو. می شناسمش.
-راستش با چند پلیس است، تنها نیست. یک سرهنگ و دو ستوان.
-مرادی نامی همراهشان نیست؟ 
-نه!
-خوب، بگو بیایند تو، عجیب است! 
آمدند تو و نشستند. کارآگاه از قاسمی پرسید:
-پس خسرو چه شد؟ 
-رفت خانه استراحت کند.
-مربوط به خانواده (بووووووووق!) است. نه؟ حتما چند روز بی خوابی کشید تا مسئله شان را حل کرد!
-شما از کجا فهمیدید؟
-راستش را بخواهید من اول پرونده شان را رد کردم. زیاد ارزش کار کردن نداشت. اما آقای مرادی را معرفی کردم که به پول این پرونده نیاز داشت. 
سرهنگ گفت:
-خوب، ما برای حرف های مهم تری به اینجا آمده ایم آقای موسوی، ده نفر در ده مسافر خانه دقیقا به یک شکل به قتل رسیده اند! سر همه شان بریده شده و یک ساطور با تمام قدرت وسط قلبشان فرود آمده! 
-پزشکی قانونی چه می گوید؟
-این پرونده پزشکی قانونی، این هم عکس قربانی ها و محل وقوع قتل ها و ....
-خوب، اینجا نوشته دلیل مرگ تنفس گاز مونوکسید کربن بوده. 
-تمام شومینه ها و وسایل گازسوز بررسی شده. مدیران مسافرخانه ها مدعی اند که مشکلی نبوده. اما درواقع سوخت ناقص دلیل مرگ آنها بوده.
-دستکاری وسایل و بعد، بریدن سر و ساطور در قفسه سینه! این دیگر چه جورش است!
-و مسئله ای جالب تر، به نظر شما که این لباس های مشابه تصادفی به تن آنها نیست؟
-پالتو های برند "شانل"، فرانسوی هستند، آن هم اصل! جالب است! 
-از کجا فهمیدید؟
-دوخت شان را نگاه کنید، فقط کمپانی شانل است که این نوع دوخت را برای لباس های زنانه به کار می بردو البته مارک شانل هم اینجا دیده میشود.
-زنانه؟! 
-خوب، به دکمه های آنها نگاه کنید! 
-آها! چرا خودم دقت نکرده بودم؟!ولی آنها که همگی زن نیستند!
*
کار آگاه مرادی:همان شب وقتی از دفتر به خانه ام برگشتم روی تخت بیهوش شدم و یک چیزی در مایه های 12 ساعت خوابیدم! حسابی شارژ شدم! بلند شدم و دیدم کارآگاه موسوی مثل اجل معلق آمده در اتاق و دارد روی صندلی گهواره ای من تاب می خورد! انگار داشت خواب پریان را می دید! گفت:
-خوب، رفیق خوب ما چطور است؟
جا خوردم! گفتم:
-حالا دیگر کلک های خودمان را به خودمان می زنی، ها؟ در را چطور باز کردی؟
-قاسمی در را باز کرد! من هیچوقت حرمت یک رفیق قدیمی را نمی شکنم!
-آها! خوب، می بینم که پرونده سرهنگ افشار روی میزم است. قرار است من حلش کنم؟
-نه، قرار است ما حلش کنیم! 
-بسیار خوب فکر نمی کنم نکته دیگری در ده جسد باشد که به یک روش به قتل رسیده و بعد از قتل پالتو های اصل کمپانی شانل را به تن آنها کرده باشند! لباس ها قاچاقی است! معلوم است روی هم تلبنار شده بودند. با این ها به کجا می خواهی برسی؟
-به کجا می خواهیم برسیم! با هم باید برویم به نزدیک ترین مسافر خانه ای که قتل در آن رخ داده که اتفاقا در همین تهران است. زحمت کشف هویت ها را پلیس کشیده. اما هیچ ارتباطی بین مقتول ها وجود ندارد.
-خوب، با رفتن به مسافرخانه و شنیدن یک مشت راست و دروغ چیزی دستمان می آید؟!
-فقط برای صحبت نمی رویم.
-بسیار خوب.
*
به مسافرخانه اول رفتیم. سرهنگ افشار و تیم صحنه جرم آنجا بودند. با متصدی مسافرخانه صحبت کردیم. کارآگاه موسوی از او هر چه که لازم بود پرسید، به کسی مشکوک بوده، کسی را می شناخته و ...
اما کارآگاه به او گفت:
-آقای محترم می دانید پنهان کردن اطلاعات از پلیس چه مجازاتی دارد؟
طرف جا خورد و گفت:
-من چه چیز را پنهان کرده ام؟
-نمی دانم، مثلا این که شاید کسی به شما مقداری پول داده و گفته باشد طرف را با شناسنامه جعلی بپذیرید.
-هیچکس به من سفارش کسی را نکرده بود!
-خیلی خوب، پس اگر با ما راحت نیستید، تکلیف تان را قاضی پرونده مشخص می کند! این فرصت را داشتید که به ما بگویید و اسمی از شما در پرونده برده نشود! خداحافظ شما! 
-غلط کردم آقا غلط کردم! تو را به خدا بایستید! جریان جنبه رسمی داشت! فقط این که کسی به من پول نداد! از سازمان دادگستری به من زنگ زدند و ....
-خیلی ممنون!
به طبقه دوم رفتیم تا جسد را بررسی کنیم. هرکدام با یک ذره بین روی جسد زانو زدیم. موسوی به من گفت:
-تو هم موافقی که اینها با سوخت ناقص مسموم شده اند؟
-قطعا!
ولی چه کسی می تواند هنگامی که اتاق پر از گاز مونوکسید کربن است تبر را در قلبشان فرو کند؟
-جریان دارد به جاهای جالبی می رسد! 
*
دو خدمتکار، یکی تا ساعت 12 و دیگری تا حدود ساعت 6 کشیک بود. اولی هنوز لباسش را عوض نکرده بود، پیراهن ابریشمی پوشیده بود. وسایلش هم شامل لوازم ویژه ای مثل ماسک فیلتر دار بود. از آنها بازجویی کردیم.قاتل بودند ولی انگیزه ای نداشتند.احتمالا مزدور بودند
 
نکته عجیب ماجرا اینجا بود که در دیگر مسافر خانه ها هم افرادی متفاوت اما با موقعیت قتل بودند که از ماسک فیلتر دار استفاده می کردند. اما هیچ کدام از این افراد -که مطمئن بودین قاتل هستند-چیزی نمی دانستند و همگی از کسی برای این کار پول می گرفتند که او را نمیشناختند. نکته ای که برای ما خنده دار بود این بود که همه ی این قاتلان مزدور که ۳ نفر آنها مستخدم،۴ نفر گارسون و ۳ نفر هم به ظاهر مهمان هتل بودند همگی با نام بهروز بهروزی نژاد در دفتر هتل با عناویت گارسون  مستخدم و مشتری ثبت شده بودند.
قضیه چندان پیچیده نبود؛ عده ای به صورت مشابه به قتل رسیده بودند و لباس های یکسانی به تن آنها بود. خب یعنی اینکه همه به دستور یک نفر یا یک گروه کشته شده اند اما چرا؟
به سراغ بازرسی از اتاق ها رفتیم . هر چیزی که هویت مقتول ها را فاش کند وجود نداشت.
به همفکری با کارآگاه موسوی مشغول شدم:
-به نظرت انگیزه قتل چی بوده؟
-هنوز متوجه نشدی؟!
-نه والا!
-کارآگاه داری پیر میشیا!
-منظورت چیه؟
-به اون علامت دادگستری تو کاغذ های نسبتا سوخته یکی از مقتولها دقت نکردی؟
-خب؟
-خب. مسلما اون علامت به دلیل علاقه وافر فرد به دادگستری نیست! و اون فرد به وزارت دادگستری مربوط میشه.
-بله درسته. البته جمله اون متصدی مسافر خانه که گفتن از وزارت دادگستری بهشون گفته شده بود باید بی چون و چرا مشتری هاشونو بپذیره و بدون در خواست شناسنامه و فقط بهشون اتاق بده.
-بله. پس متوجه شدید؟
-اوه آره. به نظرم معما حل شد . پس بهتره یک ایمیل به سرهنگ افشار و بدم و بگم مجازات متهم......رو بیشتر کنه چون در حین دستگیری هم دست از کاراش بر نمی داره!
انگیزه قاتل و هویت  مقتول ها با شما!


خب جواب:مقتول ها اعضای هیئت منصفه ی یک دادگاه بودند و قاتل ها از طرف متحمی که قاچاقچی بود و متحم شناخته شده بود اجیر شدند:)
و اما کسانی که درست جواب دادند:

Sky Cavalry 

umtiti

و با تشکر از شرلوک کوچولو و SH که به یه چیز هایی رسیدن!
و تشکر می کنم از همه ی دوستانی که رو ی معمای ما فکر کردن!



پنجشنبه 25 شهریور 1395ساعت : 17:05| نویسنده : محمد ۲۲۱
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
umtiti سه شنبه 6 مهر 1395 20:31
واقعاا خاک بر سرت
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
نظر اسپم بدی نظرت پاک میشه دوست عزیز
من حالا گفتم
umtiti یکشنبه 4 مهر 1395 20:12
وقتی زحمت میکشی درست زحمت بکش که اینطوری نشه
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
جوابتو تو کامنت قبلی دادم:|
umtiti یکشنبه 4 مهر 1395 13:14
ولی کلا داش ریدی ها؟
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
مشکلی داری حل نکن برادر من
ما رو این معما زحمت کشیدیم
:|
Sky Cavalry جمعه 2 مهر 1395 00:56
Rasti javabet ro ham ye bar dg check kon :/
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
باش
Sky Cavalry جمعه 2 مهر 1395 00:53
اسمم رو از جواب دهنده ها هم پاک میکردی یه دفه
چرا تعارف میکنی :/
این وبلاگ هیچ وقت درست بشو نیس
فقط دوس دارید لاپوشونی کنید تا همه فک کنن صلح و محبت و دوستی برقراره


فقط گفتم معما مسخره بود اولش هم گفتم اونقد راحته خندم میاد

فک کنم از شرلوک هم بدت میاد نه؟! چون اونم خیلی مسایل واسش خنده دار بود من که اون نمیشم ولی با این حساب معماهای راحت این طور بنظرم میرسه که توهین به منه حل کننده است و خندم میگیره ازشون


اگه ناراحت شدی معذرت میخام ببخش باید اینم در نظر گرفت که واسه این داستان زحمت کشیدی و معما تو این سبک طرح کردن واقعا کاره سخت و وقت گیریه

و من ممنونمتم که واسه این بچه ها زحمت میکشی و همین جا از طرف همه میگم دمت گرم


ولی کارت غیرحرفه ای بود و درست نبود که کسی که انتقاد میکنه نظرشو پاک میکنی

انتقاد اگه تو رو ناراحت نکنه انتقاد درستی نیس :)


دیوونما! چقد تایپ کردم :/
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
دادا نظرتو پلک نکردم من!:|
فقط یکی رو گفتی پاک‌کن اونو پاک کردم فک کنم
SH پنجشنبه 1 مهر 1395 01:00
بازم دست شما درد نکنه خوب بود ^_^
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
خواهش
SH چهارشنبه 31 شهریور 1395 23:54
سلام. اووووووه من چقد داستان بافتم! با اینهمه توضیح داستان فک کردم چقد باید ماجرا داشته باشه :)
راستی مگه تو ایران هیئت منصفه داریم؟ قاضی داریم با وکیل و دادستان دیگه :)
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
حالا شما ایرانو حساب نکن:))
umtiti چهارشنبه 31 شهریور 1395 17:01
امیدوارم معمایه ذومت بهتر از این باشه
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
هومم سعی می کنم:)
Fateme چهارشنبه 31 شهریور 1395 16:53
عه چه جالب! اصلا به فکر هیئت منصفه نیفتادم(مگه دادگاه های ایران هیئت منصفه دارن؟)
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
باید داشته باشن:))
من چهارشنبه 31 شهریور 1395 16:00
منم درست گفتم،قضیه انتقام بود
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
امم آره تقریبا:D
من سه شنبه 30 شهریور 1395 23:46
به نظرم قضیه انتقامه...
Sky Cavalry دوشنبه 29 شهریور 1395 13:53
؟
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
ببین دوست عزیز
شما یه نظریه مشخصو برای من تو پیام خصوصی بفرس
در ضمن لباساشون فقط زنونست
Sky Cavalry دوشنبه 29 شهریور 1395 13:23
شرمنده خصوصی یادم رف :/
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
عیب نداره
شما پیشنهاد می کنم جواب اولتو نگهدداری:)
SH یکشنبه 28 شهریور 1395 21:24
زن بودن؟! دادگستری هم ازشون حمایت کرده! حمایت قانونی یا غیرقانونی؟ (سؤال نمیکنما دارم بلند فکر میکنم! :) .. ) اگه قانونی حمایت کرده و گفته از خودشون مدرک ندن به هتلها، پس در حین مأموریتی چیزی بودن. اما اگه غیرقانونی باشه... هاااا از خودت حرف سیاسی دَروَکردی؟!!!! :)))))

دیشب قبل از خواب داشتم فکر میکردم ، خوابم برد، خواب جنایت میدیدم! خخخخ

در مورد انگیزه فقط میتونم از قول شرلوک بگم : «عواطف و عشق، محرک قوی تری برای جنایت هستن.»
خلاصه هرکار میکنم اینجور قتل با اعتراض به بی عدالتی یا انتقام از رقیب قاچاقچی جور در نمیاد (قبلا همینجوری هرچی تونسته بودم جمع بندی کنم رو نوشته بودم! جور دیگه ای نتونسته بودم جمع بندی کنم)
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
حالا جوابو گذاشتم میفهمید:)
شرلوک کوچولو یکشنبه 28 شهریور 1395 19:10
ببینم غلط بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
ببین
دادگستری از اون ده نفر حمایت کرده
حالا با این نکته دوباره مطالعه کن
یکشنبه 28 شهریور 1395 18:58
آها فهمیدم.....
ولی بازم دارم روش فک می کنم
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
Ok
شرلوک کوچولو یکشنبه 28 شهریور 1395 18:34
ببینم داداش خوب پیش می رم...؟؟؟؟؟؟؟
یا فرضیاتم غلطه؟؟؟؟
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
سلام
ببین
اولا که مقتولا زن هستن
دوما که علت اینکه لباسا رو تنشون رودا اینه که هیچ ردی ازشون باقی نمونه و اینکه مث اون تبره یه امضا از خودش باقی بذاره:)
تصحیح می کنم:مرد و زن!
sara holmes یکشنبه 28 شهریور 1395 16:14
خیلی هوشمندانه طراحی شده عالیییی....ولی هنوز روش قفلم
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
بیشتر فکر کنید:)
ممنون
Sky Cavalry یکشنبه 28 شهریور 1395 13:13
Ajab :)
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
SH یکشنبه 28 شهریور 1395 12:41
پ ن : البته رقیب قضیه اش جدا از اون خونواده هاست!
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
بیشتر دقت کن
SH یکشنبه 28 شهریور 1395 12:38
سلام
من دیگه بیشتر از این به ذهنم نمیرسید! :) البته انتقام از یه قاضی یا وکیل هم شاید میتونست باشه ولی بنظرم این نبود. دیگه اگه خیلی پرت نوشتم به بزرگی خودتون ببخشید :)
(جواب در تصویر ضمیمه کامنت بعدی)
Sky Cavalry شنبه 27 شهریور 1395 22:55
Ajab :/
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
آره که لو نره جوابا
Sky Cavalry شنبه 27 شهریور 1395 14:43
Alan eshteba bashe hagh dari tike bendazim
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
بعدا میگم درسته یا نه
پدرام شنبه 27 شهریور 1395 12:21
چرا باید افراد وابسته به دادگستری پالتوهای قاچاق بپوشن؟
نمیتونم با اینش کنار بیام...ولی فک کنم معمای جالبی باشه
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
بیشتر فکر کنید
قاتل اون لباسا رو کرده تنشون:)
SH شنبه 27 شهریور 1395 11:43
سلام عاقا من یه چیزی نوشتم طولانی بود کامنتم ثبت نشد. بعد که کپی کردم دیدم اصلا نمیشه اینجا پیست کرد! مجبور شدم اینجوری کامنت بذارم تو کامنت بعدی، توی آدرس، یه عکس گذاشتم.
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
سلام دوست عزیز
کامنت شما رو مطالعه کردم و معما رو تصحیح کردم حالا معما مشکلی نداره
ممنون که گفتید!
شنبه 27 شهریور 1395 08:57
آقا میشه یه ذره تمدید کنین؟!
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
باش
Rh جمعه 26 شهریور 1395 10:25
کار مرتضوی شیطان]
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
مرتضوی؟
همون سرگرد؟
Rh جمعه 26 شهریور 1395 10:23
کارمرتضوی
umtiti پنجشنبه 25 شهریور 1395 23:46
حق داری اره انقدر پنهانه که نمیشه دید
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
عجب
باو این که داستان نی معماست
همین که طرف بفهمه کافیه
حالا نمی دونم منظور شما چه ایرادیه البته
umtiti پنجشنبه 25 شهریور 1395 23:15
فک کنم یه سری اشکال هایی داستانت داره واقعا یه بار داستانت رو بخون خوودت میفهمی
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
میشه بگی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram