به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
ماجراهای شرلوک در ایران(چالش های روزمره)
نظرات
سلام؛
 تبریک فراوان بابت چهار ساله شدن این گردهمایی خیابونی مجازی!....ساکنین مجازی خیابان بیکر، خوش حالم از این که سه سال تموم با شما همسایه بودم به امید هزار ساله شدن این هم نشینی:)...و البته معذرت می خوام بابت تاخیرم در تبریک(طبق معمول)
و بازم تبریک بابت آغاز سال نوی میلادی (به طور ویژه به ساکنین خوب مسیحی این خیابون)....امیدوارم امسال کریسمس یه برف حسابی بیاد تا جشنتون باشکوه تر برگزار بشه:)
و بازم تبریک(البته باز با تاخیر!) بابت میلاد باسعادت پیامبر اسلام
و البته تبریک بابت نزدیک شدن به ساعات پایانی این انتظار برای فیلمی که همه دل توی دلمون نیست که ببینیمش و باز هم تکرار همون روزای شب زنده داری و اضطراب و هیجان برای پخش فیلم که انصافا با هیجان مسابقات فینال جام جهانی فوتبال برابری می کنه...
و البته حالا که بازار تبریک و تهنیت داغه....یه تسلیت هم عرض کنم بابت آغاز ایام فلاکت بار امتحانات...ما در این مورد همه هم درد و  داغداریم

در ضمن از همه ی دوستانی که لطف کردند و برای این داستان سوژه دادند هم تشکر می کنم:)
و اما بالاخره بریم سراغ داستان....



چالش های روزمره


 دلتنگی به خودی خود حس مجهول الهوّیه ایست، عاشقان وقتی دلتنگ می شوند شاعر می شوند؛ و عاقلان، عالم...شاعران در باب دلتنگیشان غزل سرایی می نمایند و مرغ دل هاشان را پر می دهند تا بلکه بخت یاری نموده، این مرغکان را بر سر بام محبوب بنشاند و آن گاه نغمه سر می دهند که " کفتر کاکل به سر وای وای"...! و عالمان به وقت دلتنگی فکر های قلمبه سلمبه به سرشان می زند و کار های بزرگ انجام می دهند و مثلا در ذات دلتنگی تامل می نمایند و با اسطرلاب و سود سوزآور و پیپت و بورت به جان دلتنگیشان می افتند تا بلکه تجزیه اش کرده و فرمول تشکیل دهنده اش را کشف نمایند؛ که خوب در این راه یا به مقصودشان رسیده، هم قطار پاستور و ادیسون و دکارت می شوند و یا ناکام مانده و چون ارسطو و سقراط و جمال آقا(صاحب خانه ی شرلوک) فیلسوف های بزرگی از آب در می آیند و حرف های فلسفی بلغور می نمایند. و مثلا همین جمال آقا در یکی از جملات قصارش که عادت دارد روزانه سه وعده( صبح، ظهر، شب) چون قرص به خورد مستاجرین نگون بختش دهد، در باب دلتنگی می فرمایند" آدم دوپا جیبش که پر شد، دلشم گشاد میشه!"...و لازم به ذکر نیست که مریدان در فهم این جمله همه جامه دریده و خونین حنجره و زخم و زیل گشتند. اما جناب شرلوک نه از روی دلتنگی بلکه از روی وقت تنگی احتیاج به دستیاری داشت که خرده کارهایش را به دست او سپرده، خودش با فراغ بال به تحقیقات کمی تا قسمتی علمی اش بپردازد؛ و هرجا حرف از دستیار و خرده کاری ،که عناوین مودبانه تر همان خرحمالی محسوب می شوند، به میان می آید نام جان واتسون می درخشد...پس شرلوک به شرح ذیل و به طور مبسوط از دوری دوست دیرین خویش ابراز دلتنگی نموده و متن زیر را برایش میل نمود...

"جان؛ از توی اون روزنامه ای که دستته چیزی گیرت نمیاد؛ امروز با پرواز ساعت 8 بیا ایران.

در ضمن هیچ می دونستی همسایه ی جدیدتون یه مافیای مواد مخدره؟...قبل از اومدنت اینو به لستراد بگو.                                                              SH


 
پ.ن:  امیدوارم از داستان لذت برده باشید...و طبق معمول پذیرای انواع پیشنهاد، انتقاد و...هستم:)



مرتبط با: فن فیکشن ,
چهارشنبه 9 دی 1394ساعت : 14:10| نویسنده : sh baker
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Misha پنجشنبه 8 بهمن 1394 20:48
بسیار عالی.خیلی زیبا بود.بی صبرانه منتظر قسمت بعد هستم.ممنون
sh baker پاسخ داد:
تشکر:)
ایرن ادلر چهارشنبه 7 بهمن 1394 11:22
زنده ای اقای نویسنده؟
sh baker پاسخ داد:
خخخ....شرمنده آلان میذارم پست جدیدو...من کی گفتم آقام؟!
سارا هلمز چهارشنبه 30 دی 1394 18:36
سلام من چگونه میتونم عضو شم
sh baker پاسخ داد:
سلام....عضو کجا؟!....منظورتون نویسنده شدنه؟...خوب باید تو پست ثابت درخواست بدید
سارا سه شنبه 22 دی 1394 13:06
سلام پس بقیه شو کی میذارین؟
sh baker پاسخ داد:
سلام....احتمالا اخر این هفته
خانوووم واتسون پنجشنبه 17 دی 1394 21:53
خخخخ
به نظرم خوب بود
حالا ببینیم چی میشه
یه سوالو ک کلا اشتب تعیین علامت کردم
sh baker پاسخ داد:
امیدوارم ک مصحح اون تعیین علاته رو اصن نبینه...خخخ....
خانوووم واتسون سه شنبه 15 دی 1394 23:10
سلااام
من زنده برگشتم

sh baker پاسخ داد:
سلام خانم:)
امتحان فیزیکت خوب شد؟
..... دوشنبه 14 دی 1394 19:52
مرسی....سعیمو میکنم
sh baker پاسخ داد:
:)
سارا هلمز یکشنبه 13 دی 1394 18:27
یک سوال میشه لطفا یک سوال کنم
سارا هلمز یکشنبه 13 دی 1394 18:27
یک سوال میشه لطفا یک سوال کنم
sh baker پاسخ داد:
بفرمایید:)
خانووووم واتسون جمعه 11 دی 1394 20:13
ععععع
راس میگنننن
اسمتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
sh baker پاسخ داد:
چیو راس میگن؟!
sh.baker
خانووووم واتسون جمعه 11 دی 1394 20:11
فردا امتحان فیزیک دارم
حلالم کنین
قراره مغزم منفجر شه و بمیرم
خییییییییییییلی نخوندم
برام دعا کنینننن
sh baker پاسخ داد:
آخی فیزیک....من دوسش دارم....درس خوبیه
ایشاا... ک نمره ات خوب میشه:)
فرشته جمعه 11 دی 1394 12:50
بچه ها مثلا ما طرفدار شرلوکیم.قانونا نباید از فشار اوردن به مغزمون بدمون بیاد
امتحااااااان
عالی بود.خوبه که جان هم قراره وارد بشه
sh baker پاسخ داد:
سلام فرشته جان.....خوبی عزیز؟
من ک از فردا وارد کارناوال امتحانات می شوم....خدا بیامرزتم!
ممنون:)
..... پنجشنبه 10 دی 1394 18:09
سلام....
من خیلی داستاناتو دوس دارم فقط یه خرده زود به زود و طولانی تر بذار ...........
من کلا اهل نظر گذاشتن نیستم اما چون داستاناتو دوس داشتم گفتم ازت تشکر کنم
sh baker پاسخ داد:
سلام
ممنون خوش حالم ک خوشتون اومده...زود به زود رو شرمندم...وقت من در همین حد به من اجازه ی نوشتن میده...اما نگران طولانی تر شدن نباشید رفته رفته داستان طولانی تر میشه....
شما لطف دارید دوست عزیز...نظرات شما برای ما واقعا ارزشمنده...پس خوشحال میشم از این به بعد بیشتر نظر بدید:)
sherl پنجشنبه 10 دی 1394 11:23
سلام.میشه دیگه از کلمات مهجور استفاده نکنین.همینحوری لفظ قلم حرف بنویسین.باتشکر
sh baker پاسخ داد:
لفظ قلم حرف زدن همون استفاده کردن از کلمات مهجوره!...اگ منظور شما اینه که از زبان عامیانه استفاده کنم خوب قبلا در این مورد توضیح دادم....حتی دکتر شریعتی هم این عقیده رو داشته که نوشته ای که آدم مجبور نشه برای خوندنش کمی به ذهنش سختی بده، نوشته ی خوبی نیست...حالا هی شما بگید راحت الحلقوم بنویس!
عباس چهارشنبه 9 دی 1394 20:51
سلام خسته نباشید. میخواستم ببینم نمایشنامه ای برای اجرای تئاتر در مورد هلمز در دست هست یا خیر؟ ممنون
sh baker پاسخ داد:
سلام قطعا هست به مقادیر زیاد منتها به زبان انگلیسی و اگر هم ترجمه شده باشه من ندیدم....
زهرا چهارشنبه 9 دی 1394 20:46
یاد امیرعلی نبویان افتادم ،بخاطر سبک نوشتنتون:)
sh baker پاسخ داد:
ایشون که بی نظیرن....من به شخصه طرفدارشم.....سبکشونم تکه...یه نویسنده ی بی نظیر
یعنی بدبخت جان! چهارشنبه 9 دی 1394 19:10
خیلی ممنون روحیه ام شاد شد!
sh baker پاسخ داد:
روح و جسمتون شادکام و تندرست دوست عزیز:)
narlin چهارشنبه 9 دی 1394 15:28
کفترکاکل بسرو خیلی خوب اومدین
like
با اجازه میخام ی پیشنهاد بدم خب جالب میشه با واتسون ی سری به بخشای اداری بزنن حتماتواون شلوغی ی عالمه سوژه پیدا میکنن
sh baker پاسخ داد:
خخخ....
این اپیزود چالش های روزمره طولانیه نترسین بلایی نمی مونه ک سر واتسون نیارم!خخخ
ایرن ادلر چهارشنبه 9 دی 1394 14:52

کم بود...خخخ
خدایی چندسالت هست؟... خیلی قشنگ مینویسی...من ک ب قول خودم و بقیه خوب مینویسم هرکار بکنم ب پای ت نمیرسم!!!!!!!!!!!!
sh baker پاسخ داد:
شرمنده دیگ سرم شلوغه...
خخخ...بابا منم یه بچه دانشجوام مثل خود شماها...
شما لطف دارید....پا چیه دوست عزیز شما و نوشته هاتون رو سر ما جا دارین
سیتا چهارشنبه 9 دی 1394 14:12
ازنظرمن کلمات قدیمی وعربی استفاده کردن متن رو قدیمی نشون میده اما مثل همیشه زیبا و عالی
.
.
.
.
.
.
.
.
ببخشید جسارتا پسرید یا دختر و چند سالتونه به دور از فضولی خواهشا
sh baker پاسخ داد:
این کلمات قدیمی نیستن؛ مهجورن....ماها اینقدر ازشون استفاده نکردیم که دارن فراموش میشن و راستش مرگ هر کدومشون منو آزار میده...
ممنون:)
خخخ...اون قدر پیر نیستم که این کلمه ها نشون میده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram