به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
رول نویسی شرلوکی4
نظرات
سلام...
خوب بدون مقدمه میرم سراغ رول پلی...




عصر سرد یک روز زمستانی ست؛ دانه های ریز و درشت برف به پنجره ی خانه ی شماره ی221 خیابان بیکر اصابت می کند. کسی در خانه نیست.
خانم هادسون به ارامی و با غرولند بسیار از پله ها بالا می آید و دفترچه ی جیبی خوش رنگی که جلدش با گل های خشک شده تزیین شده را بر روی میز کار می گذارد و بعد دوباره به آشپزخانه بر می گردد...

چند ساعت بعد، برای دومین بار درب اتاق باز می شود و شرلوک با لباس های به هم ریخته در حالی که به زمین و زمان ناسزا می گوید و با حرارت دستانش را در هوا تکان می دهد، وارد اتاق می شود...هنوز هم برف می بارد.

شرلوک خودش را در مبل راحتی اش رها می کند اما چشمانش هنوز از عصبانیت در حدقه می چرخند که ناگهان نگاهش بر روی دفترچه قفل می شود...

شنبه 10 مرداد 1394ساعت : 18:07| نویسنده : sh baker
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هرکول پوآرو پنجشنبه 12 شهریور 1394 01:23
دلم برا رول پیلینگا تنگ شده
sh baker پاسخ داد:
M A H B O o B E H شنبه 7 شهریور 1394 19:03
هی! یادش بخیر!!!
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:34
بدرود
هرکول پوآرو شنبه 24 مرداد 1394 18:31
خوب کاری نداری محبوبه جون؟خداحافظ
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:27
منم همین طور!!!!
هرکول پوآرو شنبه 24 مرداد 1394 18:25
خوب محبوبه جون فکر کنم دیگه نمی تونم زیاد با هم در ارتباط باشیم
دلم برات تنگ میشه
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:25
حیف که توی روز آخر فرشته نبود (خطاب به مخابرات منطقه فرشته اینا: بووووووووووووق!).... اما در هر صورت خیلی خوش گذشت! هرکول و فرشته! خسته نباشید!
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:21
حیف که توی روز آخر فرشته نبود (خطاب به مخابرات منطقه فرشته اینا: بووووووووووووق!).... اما در هر صورت خیلی خوش گذشت! هرکول و فرشته! خسته نباشید!
هرکول پوآرو شنبه 24 مرداد 1394 18:19
اینم از آخرین رول پیلینگ
تیتراژ شنبه 24 مرداد 1394 18:18
بازیگران:
محبوبه
فرشته
هرکول پوآرو
نویسنده:
همون بالایی ها
مسئول تیتراژ:
هرکول پوآرو
سرمایه گذار:
وبلاگ بر و بچ خیابون بیکر
تهیه کننده و کارگردان:
sh baker
sh baker پاسخ داد:
هیچ وقت فکر نمی کردم اسمم جایی به عنوان تهیه کننده و کارگردان نوشته شده که به لطف شما شد!خخخ......بچه ها خسته نباشید کارتون عالی بود
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:14
هرکول اسم بازیگرا و کارگردانو هم بنویس!!!!
دوربین شنبه 24 مرداد 1394 18:14
دوربین از پشت سه تا برادرو نشون می ده که دارن از تاریکی به سوی نور می رن و...
دیری دیری دید
دیییییییییییییییییییییید
دییییییییییید
دیییید دییییید
دیییییییییید دییییییییییییید
دیریییید دید
دییییییییییییییییییید دییییییییییید
دیییرییید دیییید
دیری دیددددد دیرییییییییییییید دییییییرییییید
پایان
Sherrinford شنبه 24 مرداد 1394 18:11
-_-
Sherlock شنبه 24 مرداد 1394 18:10
مثل همیشه راحت در میری مایک! باشه بریم.
مایکرافت شنبه 24 مرداد 1394 18:09
من موافقم بیاین بریم برادرا
جان شنبه 24 مرداد 1394 18:08
خوب نظرتون چیه برا اینکه امشب یکیتون اون یکی رو نکشه همین الان بریم خیابون بیکر و با هم قهوه بخوریم؟
Sherrinford شنبه 24 مرداد 1394 18:06
خوبه!!! عالیه!!!
Sherlock شنبه 24 مرداد 1394 18:04
(آروم میگه)... از من مایه نذار مایک!
M A H B O o B E H شنبه 24 مرداد 1394 18:04
ببخشید یه لحظه حواسم نبود.
هرکول پوآرو شنبه 24 مرداد 1394 18:00
محبوبه؟
مایکرافت شنبه 24 مرداد 1394 17:51
اوووووم...خوب ببین شرینفورد من می خواستم هم جون جانو حفظ کنم هم تو رو برا همین اون کارو کردم اما قرار بود که نجاتت بدیم.من شرلوکو فرستادم این جا باور کن من می خواستم نجاتت بدم
Sherlock شنبه 24 مرداد 1394 17:49
(یقشو صاف میکنه)..... خب مایک.... فکر کنم باید یه توضیحی داشته باشی!
Sherrinford شنبه 24 مرداد 1394 17:48
دوباره مایک؟؟؟؟!!!!!!!!
مایکرافت شنبه 24 مرداد 1394 17:45
جان و مایکرافت مدوند به سمت شرلوک و شرینفورد.
صبر کن شرینفورد اون کاری نکرده
Sherlock شنبه 24 مرداد 1394 17:45
هی..... صبر کن!!!.... میتونی از اون بپرسی که چی شده (و به مایکرافت اشاره میکنه)
Sherrinford شنبه 24 مرداد 1394 17:44
(شرلوک رو میکوبونه به دیوار)..... الان باید به خاطر اینکه نجاتم دادی ازت تشکر کنم؟؟؟
مایکرافت شنبه 24 مرداد 1394 17:42
تو کار دیگه ایی جز طعنه زدن بلدی؟
Sherrinford شنبه 24 مرداد 1394 17:42
خوبه.... طوری رفتار میکنید که انگار هیچی نشده...... (به طرف شرلوک خیز برمیداره و یقشو میگیره!)
Sherlock شنبه 24 مرداد 1394 17:41
لطف کردی... میتونی دستگیرشون کنیو و ببریشون پیش پلیس.... شاید تونستید جلوی اینکه رئیس جمهور آمریکا بره رو هوا رو بگیرید!
مایکرافت شنبه 24 مرداد 1394 17:40
من نیروی کمکی با خودم آوردم.کس دیگه ایی هم مونده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram