به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
شباهت های پرونده ی صورتی با آخرین عهدش
نظرات
  
 
شروع شدن هر دو قسمت با کابوس دیدن جان

  

انکار استفاده از مواد مخدر

  
   

اندرسون به دنبال برملا کردن حقیقت 



پله های قصر ذهن 


راهروی قصر ذهن

  

 

"من یه جامعه ستیز بالفطره ام. درست تحقیق کن."


  

  

کارهایی که برای نجات همدیگر انجام می دهند

  

اولین و آخرین دیدار


سه شنبه 22 بهمن 1392ساعت : 08:30| نویسنده : مهرناز
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
.SH. دوشنبه 11 بهمن 1395 23:57
در مورد جان و مرى هم كه دیگه جى بگم
من انقدر قسمت سوم فصل سه رو دیدم كه قشنگ الان میتونم تعریف كنم كه چى شد كه مرى اینجورى شد و شرلوك تیر خوردو چرا جان انقدر بدبخته
فقط یه پیشنهاد : برید تو سرچ آپارات بزنید اهنگ احساسى شرلوك ، براتون اهنگ شرلوكد از هانس زیمر رو میاره كه عكس فیلمش یه صفحه ى توسى با عكس شرلوك و جان روشه و ایرین ادلر و جیم موریارتى هم اون پشت تقریباً محون
اهنگه در حدى فوق العلادس كه من نفسم بند میاد وقتى بهش گوش میدم
.SH. دوشنبه 11 بهمن 1395 23:49
وااااااااى من دیوونه و روانی شرلوكم
نشستم در عرض یه هفته كل سه فصل اولو دیدم(بدون سانسور)
من انقدررررر اون قسمتى كه شرلوك رمز مبایل ایرین ادلر رو میزنه رو دیدم كه حفظم ...(بازی بزرگ)
بعد الان حفظم كه اگه تیر خوردم چى كار كنم كه نمیرم
قبلنا الگوم شرلوك بود و عشقم ....(ینى درحدى كه ارزو داشتم باهاش ازدواج كنم)
بعد به خاطر اینكه الگوم بود سعى كردم منم قصر ذهن داشته باشم و دارم موفق شدم
خدایا چى بگم عاخه .... فقط میگم خوشبحال زنش كه زن همچین مرد عشقى شده
اخرین حرفم : من از قبل تا الان عاشق واقعى شرلوك بودم و هستم و این رو از اونجا متوجه شدم كه وقتى بهش نگاه میكنم یا حتى فكر میكنم ضربانم تند مییییشه
خدایا من شرل رو میخواااااااام
پنجشنبه 25 دی 1393 19:38
غمگینم،غمگین.اهههههه
مهرناز پاسخ داد:
a چهارشنبه 7 اسفند 1392 15:57
عکس ها نشون داده نمیشن
تو یه پست دیگه هم همین طوره برام
تو پستی که شمارش 1351 هستش (ایده های شرلوکی ولی عسای پست های دیگه نشون داده میشه
مهرناز پاسخ داد:
می تونید روی عکس راست کنید و بزنید open image in a new tab رو بزنید.اگه بهتون هشدار خطرناک بودن لینک رو داد ممکنه آنتی ویروستونه که جلوی باز شدن عکس ها رو می گیره. اگه نشد یه فکری به حالشون می کنیم
Jimlock جمعه 25 بهمن 1392 17:47
خواب نه خوب!!!!!!
Jimlock جمعه 25 بهمن 1392 17:47
Asiراس میگه!!!!! خخخخخخ هههههههههه همه از شخصیت خواب خوششون میاد!!!
البته من كه از جیم خوشم میاد!!!! از آیرین و هنرى خنگه هم خوشم میاد!!!!
كلا درنده باسكرویل ى چیز دیگست!!!!
مهرناز پاسخ داد:
بعضی ها می گن یکی از ضعیف ترین قسمت هاست ولی من دوستش دارم
Serenita پنجشنبه 24 بهمن 1392 19:18
دیالوگاشو حفظم بسکه دیدم. عجب موزیک متن معرکه ای داره چه حزنی داره ویولونسلش.
و عجب داستان پرمحتواییه خیلی از ایرانیا خوششون نمیاد ازش ون خیلی بریتیشه
ی منتقدی ب حق گفته وقتی هال و کامبربچ با هم توی یک صحنه ان نمی دونین کدومشونو تماشا کنید.
راستی ایکاش وبسایت بودیم کلی حرف برای گفتن داریم‌‌,
مهرناز پاسخ داد:
می دونم . به فکر افتاده بودم که وبلاگ بزنم ولی احساس می کنم مخاطب جدی کم داشته باشه. فکر می کنم حیفه که بندیکت آرشیوی به زبان فارسی نداشته باشه. حالا خدا رو شکر اینجا هست و تا حد خیلی خوبی موفقیت های کاریشو ثبت کرده. اگه عمری باقی بود شاید یه حرکتی در این جهت بزنیم
mar yam پنجشنبه 24 بهمن 1392 19:03
ناراحتم خیلی ناراحت چون دیگه از انتظار خسته شدم دلم واسه شرلوک تنگ شده ممنون بابت این که باعث می شید شرلوک را فراموش نکنم
مهرناز پاسخ داد:
سعی می کنم پست هایی بذارم که دلتنگی هممون رفع بشه
atefeh221b پنجشنبه 24 بهمن 1392 02:18
اره.درست میگی
ری اکشن جان عجیب و در عین حال حرص در بیار بود. خیلییییییی حرص در بیار.
به هر حال...
مری... نظری ندارم.
ناامیدم کرد جان.
منم parade's end رو دیدم....بندیکت.اصن این بشر گریه میکنه یا ناراحت میشه چهرش...اصن من میخام خودمو ریز ریز کنم.عجب مینی سریالیه.
عجب مینی سریالیه.
پنجشنبه 24 بهمن 1392 01:38
@atefe
دوست عزیز حرص نخور انگلیسی ان دیگع خود جان توی بلاگش بعد از جریان رایخنباخ توی ی پست می نویسه ک با احساساتش کنار اومده و این شاید بخاطر انگلیسی بودنش باشه.
بهرحال هرکسب نظر خودشو داره این صحنه منو منقلب کرد.
همچنین اوت صحنه ای توی عروسی ک شرلوک از جان ب شجاعترین و باعوش ترین کسی ک سعادت آشناییشو داشته یاد می کنه.
کلا انگلیسی ها رو باید با خودشون سنجید. البته قبول دارم ک رفتلر جان تو این فصل از تغییر تحولات شرلوک عجیب تر بوده خصوصا کتار اومدنش با راز مری.

,@مهرناز
بی ربطه ب قضیه ولی Parade's End با بازی کامبربچ و ربکا هال رُ دیدین؟(ی مینی سریه م ایچ بی او و بی بی سی مشترکا در ۵قسمت ساخته ن)
بازی جفتشوت معرکه س... خصوصا بندیکت با باز ی احساسی و متفوتش درگیرتون می کنن
مهرناز پاسخ داد:
بله. دیدمش فکر می کنم 4 یا 5امین کاری بود (به جز شرلوک) که از بندیکت دیدم. خیلی خوشم اومد ازش با اینکه بعضی از نقد هاش نوشته بودند که ریتم سریال کند و خسته کننده است ولی اصلا این طور نبود. دوست داشتم یه جایزه ای بندیکت براش می برد ولی بفتا که متاسفانه اصلا حتی نامزد دریافت جایزه اش هم نکرد و برای امی هم که نامزد شده بود نبرد
بعد از شرلوک، کریستوفر تیژنز یکی از نقش های مورد علاقمه که از بندیکت دیدم. ربکا هال هم واقعا خوب بازی کرد. ازش خوشم میاد. وسوسه شدم دوباره بشینم ببینمش
Heron چهارشنبه 23 بهمن 1392 18:10
بابا جون هر کی دوست دارین بگین محمد بزرگپور برگرده دیگه.مگه این که دستم بهش نرسه!!!
مهرناز پاسخ داد:
همون طور که تو پست ثابت نوشتند اگه کمی صبر داشته باشید فکر می کنم به زودی پست جدیدی بذارند.
Sepideh چهارشنبه 23 بهمن 1392 16:08
من الان گریم در میاد... :|
اوه اون مال قبل از خوندن کامنتاتون بود. الان جدی جدی بغض کردم... :/ خدایا.................... :((((((((((((((((((
مهرناز پاسخ داد:
asi چهارشنبه 23 بهمن 1392 12:41

تشابه های موجود که عالین منم خیلیاشو فهمیده بودم البته توجهم به ماین پلس جلب نشده بود :)))
ولی اگه دقت کرده باشین تمام کاراکترهای خوب فیلم آدمکش هستن : جان در پرونده صورتی راننده تاکسی رو می کشه - مری هم که کلا آدم کش حرفه ای هست - امیدمون به شرلوک بود که اونم دخل مگنسن رو آورد - میمونه آدم بدها : جیم رو در حال کشتن کسی نشون ندان و بعلاوه خودش میگه هیچ وقت خودم دستامو آلوده نمی کنم !! آیرین ادلر هم کسی رو نکشته و بدترین کارهاش اخاذی بوده و بس .
حال بگید به راستی چرا همه مون کشته مرده آدم خوبا شدیم ؟

مهرناز عزیزم ! خیلی پست خوب و با کیفیتی بود.
مهرناز پاسخ داد:
خوشحالم خوشت اومده
atefeh221b چهارشنبه 23 بهمن 1392 04:10
**جییییییزباند
سیزن4 ببینیم موریارتی چه جوری پیداش شد دوباره. یه لندن هم بریم و بیایم بعد باهم دیگه خودکشی میکنیم.اصن لندن خودکشی میکنیم پرونده ساز باشیم!چه طوره؟ :)
**noj
اخهههههههههه تو که میدووونی من چه قدر دارم از دست جان خرص میخورم!
سیزن دو قبول....از دست شرلوک هم کم حرص نخوردیم ولی این سیزن با جان و ایناا دیگه ترکوند منو.ترکوووند!
اخه شرلوک به این احساس پنهانی ای اییینقدر داره با کاراش داااد میزنه من دوست دارم. اما جان الان که باید بیشتر نشون بده منم همبنطور رفته سراغ زن و زندگی.از این تعجب میکنم که خوبه یه بار هم به گفته ی خودش شرلوکو از دست دادن.
**smile
اوهوم...
جان مثل قبل حواسش به شرلوک نیست.مری باید هولش بده.اینکه ازدواج کرده دیگه...
تاااااااااازه کی به شرلوک شلیک کرد؟
ری اکشن جان نسبت به اون فرد؟
من الان میترکم از عصبانیت.

** serenita
خودت گریه های جان سر مزار شرلوکو با این خدافظیش بذار کنار هم.
اصلا جور درنمیاد.چی عوض شده؟
شرلوک به خاطر جان جولوی همه اادم کشتوهمه فهمیدن.جان هم همینکارو کرد اما خطر تبعید و قاتل بودن جانو تهدید کرد؟
نه.تازه همون اخرش از نظر من جان تردید داشت که دست بده یا نه.بعدشم شرلوک داشت تو هواپیما گریش میگرفت اما جان چی؟
هیچی! ice man ... :|
جان عاری از احساسی بود که ما تو سیزن یک و دو باهاش تجربه کردیم.

****بچه ها مرسی که میخونین این انشاهای منو!
Serenita چهارشنبه 23 بهمن 1392 02:40
دوستانی ک ریکشن جان رُ عاری از احساس می دونن بهتره سکانش خداحافظی شرلوک و جان ر دوباره ببینن.
جان می گه من هیچی ب ذهنم نمی رسه.
این خودش خیلی گویاس. اصلا ارزش گفته ها ب ناگفته هاست.
پ در انتها وقتی شرلوک خیلی رسمی دستکشش رُ در میاره تا با ان برای آخرین بار دست بده.‌‌.. جان چند ثانیه مردد می مونه. انگار نمی خواد و آماده وداع نیست.
مهرناز پاسخ داد:
گریه ام گرفت سر این صحنه
Smile چهارشنبه 23 بهمن 1392 01:24
ممنون مهرناز جون.
منم با عاطفه موافقم.جان خیلی بی احساس رفتار کرد.من که اعصابم خیلی خورد شد.
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
noj سه شنبه 22 بهمن 1392 23:33
*در حال خودکشی* هعی.. چه میکنی این سریال با ما... جالبه بعضیاشو متوجه شده بودم...
عاطفه آرامشت رو حفظ کن دخترم... یادته سیزن دو چقد از دست شرلوک حرص خوردیم؟ حالا ورق برگشته... ایشالا سیزن بعد نوبت یکی دیگس...
اوا jimlock توام این هنریو تو پوآرو دیدی؟ چقد بچه بوده... اصن من
مهرناز پاسخ داد:
اندرسون رو متوجه ولی بقیه اش رو نه
جیییزباند سه شنبه 22 بهمن 1392 22:26
من الان كه نظر عاطفه رو خوندم دارم آماده میشم برم خودكشی كنم...این جان...بدانید وآگاه باشید كه انگیزه ی خودكشی من جان واتسون بود...
مهرناز پاسخ داد:
نه جیییزباند. جان یه اشتباهی کرده. تو چرا جونت رو بذاری پای اشتباه اون
reyhaneh سه شنبه 22 بهمن 1392 22:24
جالب بود ممنون
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
atefeh221b سه شنبه 22 بهمن 1392 22:10
اره خدایی مهرناز
تو این دوران بی شرلوکی نجاتمون بده.
قربونت!
مهرناز پاسخ داد:
یعنی از این نوع پست ها بذارم؟ پیشنهاد بدید که چی بذارم در این دورانی که تازه یک ماه و خورده ایش گذشته
atefeh221b سه شنبه 22 بهمن 1392 22:08
اولین و اخرین دیدار.
هیییییییییییییییی خداااااااااااا میخاستم جان رو اینقدر بزنم که بمی...لا اله الا ا...
اصن اگه شرلوک نمیگفت تنهام بذارین میخام باش بحرفم جان همون سری که تکون داد براش کافی بود. انگار نه انگار شرلوک واسه خودش و زنش ادم کشته...حاضر شده بره زندان فقط واسه اینکه جان خوشحال زندگی کنه...

فصر ذهن شرلوک بعد از ملاقاتش و اشناییش با جان عوض شد.
مطمئنا قبل اشناییش با جان قصر ذهن داشته ولی بعد از جان عوض شده . شده صحنه هایی که با حضور جان کامل میشه...

امیدوارم تو سیزن 4 این جان اینقدر بی حس نباشه. یه ذره نشون بده کا اقا تو هم واسه من مهمی...حالا که شرلوک اینقدر عوض شده. جان اصن توجه نمیکنه...

من. برم. بمیرم.
مهرناز پاسخ داد:
اگه فصل سه رو بعد از خداحافظی جان و شرلوک تموم می کردند واقعا می شدم. نمی دونم چرا جان مقاومتی نشون نداد ولی شاید فکر می کرد که شرلوک بلاخره یه راهی پیدا می کنه باید یه بار دیگه اون قسمت رو ببینم.
the fox سه شنبه 22 بهمن 1392 21:26
نه بابا.این همه تشابه بود! من فقط به اون قسمت که رفتن خونه شرلوک رو بگردن توجه کردم
مهرناز پاسخ داد:
فکر کنم اگه بیشتر دقت کنیم تشابه های بیشتری هم پیدا بشه
some one سه شنبه 22 بهمن 1392 19:20
خیلی حال کردم با این پست
دمت گرم
مهرناز پاسخ داد:
خوشحالم خوشت اومده
yasmin سه شنبه 22 بهمن 1392 19:15
وای jimlock راست می گی من اصلا نفهمیدم اون همون هنریه.فعلا که مادرم داره سعی می کنه شرلوک رو از سرم بندازه.هی می گه ببین پوارو چه خوبه خوش اخلاقه.می ترسه مردم گریزی شرلوک روم اثر بگذاره از این که هستم بدتر بشم
مهرناز پاسخ داد:
من بچه بودم پوآرو رو خیلی دوست داشتم ولی الان به سمت شرلوک کشیده شدم. شاید جامعه گریز شدم.
Nastaran سه شنبه 22 بهمن 1392 16:50
من دارم به یه نتیجه ای می رسم....موفات و کتیس اصن آدم نیستن...
نه...قصد توهین ندارم...توی اون سرشون جای یه مغز عادی چی هست من نمیدونم...؟!!
این شامل بندیکت هم میشه...با برخی از مشاهدات...
همین این چیزا هم دلیل حرف منه...و گرنه مگه مرض داشتن خو...؟!

مرسی...
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
Jimlock سه شنبه 22 بهمن 1392 15:54
اوووف!!! كلا فصل سه ى جورى بود دلم براى فصلاى اول تنگ شد!!! همین الان پوآرو دیدم توش اون هنرى خنگه تو باسكرویل هم بود!! تو خانم مارپل هم بازى كرده !! داشتم ذوق مرگ میشدم!!!
مهرناز پاسخ داد:
هنری خنگه! بیچاره! تو دکتر هو هم بازی کرده به قول تامبلر بی بی سی کلا 10 تا بازیگر و 2 تا لوکیشن داره و تو همه ی سریال هاش از این ها استفاده می کنه و با این حال از سریال های آمریکایی خیلی کیفیتش بیشتره
مهرانه سه شنبه 22 بهمن 1392 14:49
جالب بود .ممنون.
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
معصومه سه شنبه 22 بهمن 1392 14:29
عالی...
مهرناز پاسخ داد:
E سه شنبه 22 بهمن 1392 14:26
خیلی قشنگ بودن و واقعااا جالب
من که عشق gif هام (:
ازدرون تک تک روزنه های قلبم ممنونم D:

مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
:) سه شنبه 22 بهمن 1392 13:58
ایول مهرناز خانم جالب بود
مهرناز پاسخ داد:
خوشحالم خوشت اومده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram