dark moon چهارشنبه 20 شهریور 1392 13:03 نظرات ()

اینم قسمت دوم...تازه میخوام بلاهایی سرش بیارم که خدا میدونه....امیدوارم از این هم خوشتون بیاد...اول با دیدن تعداد کامنت ها ناامید شدم ولی وقتی باز دید از پست رو دیدم یه خورده امیدوارم شدم تعداد پسندیده شدن  رو دیدم داشتم بال درمیوردم...خلاصه که خیلی خوشحال شدم...اینم ادامه داستان لذت ببرین...راستی این عکس رو خودم کشیدم میدونم خوب نشده ولی بدون وسایل عکس دیگه ای گیزر نیوردم ....شیلتر فکنم داغونه...ببخشید دیگه

 
مایکرافت دو دستش رو پناه سرش کرده بود و پشت میز کار شیکش نشسته بود....از جا بلند شد سریع تمام پنجره ها رو بست و جیک رو صدا کرد...جیک منشی قابل اعتمادی بود...
-جیک جیک...
-بله قربان؟
-از این اتفاقات اخیر هیچ گزارشی به مقامات نمیدین....هیچ گزارشی
-ولی قربان...
-جیک...حرفم رو دوبار تکرار نمیکنم
-چشم قربان
و جیک اتاق رو ترک کرد...مایکرافت آشفته بود....برای اولین بار داشت به مقامات خیانت میکرد البته قبلا هم کار هایی رو مخفیانه انجام داده بود ولی این بار یه خیانت بزرگ کرده بود...هنوز هیچ راه حلی نداشت...صدای زنگ تلفن دوباره رشته ی افکارش را پاره کرد
-بله؟
-قربان قربان...
-آروم باش بگو چی شده
-نخست وزیر آلمان و وزیر صنایع...
مایکرافت بقیش رو گوش نداد...میتونست حدس بزنه چی شده....
-فهمیدم ممنونم
.....................................................................................................................................................................................
-شرلوک شرلوک...
این صدای فریاد جان بود....
-همین طوری داره میاد...دوباره موج ایمیلشون زده بالا
-لعنتتتتتتتتتت
شرلوک از این ور به اون ور میرفت
-میدونم میخواد چی کار کنه نمیدونم چرا؟و نمیدونم کی؟این عصبیم میکنه.....عصبیییییییییییییی
صدای تلفن شرلوک بلند شد....شرلوک به سمتش پرید...
-الو...
-شرلوک....من نتونستم جلوی درز کردنش رو بگیرم....یکی از اونا از ترور جون سالم به در برده....پیغام رو رسونده....میخوان بیان بگیرنت....فقط فرار کن....مقداری پول و اینام با خودت ببر...شاید حالا حالا ها مجبور شی سرگردان بمونی
-ممنون مایکرافت
-جان رو هم با خودت ببر....اونم میکشن
-باشه
و گوشی رو قطع کرد
شرلوک به سرعت به سمت چمدون گوشه ی اتاق هجوم برد...
-وسایلت رو جمع کن جان سریییییییییییییع
جان مبهوت مونده بود....
-مگه چی شده؟
-سوال نپرس...فقط حاضر شو