مقایسۀ تطبیقی شرلوک : مایکرافت هولمز

مقایسۀ تطبیقی شرلوک : مایکرافت هولمز

AM

مایکرافت هولمز سریال شرلوک اغلب متهم می شود به بیش از حد مهم و بیش از حد باهوش شدن به سبب آنکه یکی از شورانر ها و نویسنده های اصلی، مارک گتیس نقش او را بازی می کند.بسیاری به سکانس بازی ذهنی شرلوک و مایکرافت روی یک کلاه و این موضوع که به نحوی مایکرافت از شرلوک نیز باهوش تر بود اعتراض کرده اند.ولی آیا شخصیت خاص مایکرافت سریال شرلوک ریشه ای در کارهای سر آرتور کانن دویل ندارد و صرفا جاه طلبی مارک گتیس برای دیده شدن و شناخته شدن را باز می نمایاند؟ باید گفت بعضی تهمت هایی که به مارک گتیس در راستای بیش از حد مهم سازی مایکرافت هولمز می زنند مهم هستند.ولی بخش زیادی از شخصیت مایکرافت شرلوکِ بی بی سی مستقیما از صحفات کارهای کانن دویل و به خصوص داستان “مترجم یونانی” برخاسته است.

نقش و تاثیر در داستان

مایکرافت هولمز، برادر بزرگ تر شرلوک هولمز که هفت سال با او فاصله ی سنی دارد، نخستین بار در داستان کوتاه “مترجم یونانی” معرفی شد.هرچند که او در داستان های دیگری از قبیل “مساله ی نهایی” ، “خانه ی خالی” و “برنامه های بروس پارتینگتون” نیز حضور داشت یا لااقل به او اشاره شد.ولی داستان اصلی مایکرافت را باید همان “مترجم یونانی” به شمار آورد که همان وزن و تاثیر “رسوایی در بوهم” برای آیرین ادلر و یا “مساله ی نهایی” برای پروفسور موریارتی را دارد.بنابراین در پاسخ به این انتقاد عوام که در سریال شرلوک، مایکرافت هولمز تبدیل به چیزی مهم تر از آنچه که هست و بوده شده، باید گفت این انتقاد وارد و صحیح است.اما نکته ای که باید آن را مد نظر داشت، این است که این یک سریال دنباله دار است و طبیعتا تفاوت هایی با مجموعه ای از داستان های مستقل کوتاه دارد.یکی از نخستین ملزومات سریال سازی، معرفی کاراکترهای ثابت ( regular ) است و خوب یا بد، موفات یا گتیس تصمیم گرفته اند مایکرافت هولمز نیز مثل لستراد و اندرسون و خانم هادسون ، تبدیل به یکی از ثابت های شرلوک شود.ضمنا، هر چه باشد او برادر شرلوک هولمز و بسیار بیشتر از آنچه که به نظر می رسد جای کار و پردازش دارد.

هوش و توانایی ذهنی

واتسون : “ولی شما از کجا می دانید این استعداد(توانایی استنتاج شرلوک) ارثی است؟ “

هولمز: “برای اینکه برادرم مایکرافت، این استعداد را بیشتر از من دارد”

مترجم یونانی-سر آرتور کانن دویل

مایکرافت هولمز کانن دویل، دقیقا مانند مایکرافت هولمز بی بی سی، از شرلوک هولمز باهوش تر و با استعداد تر است.او مغزی تیز تر از هولمز دارد و در مشاهده ی پدیده های اطراف و استنتاج معکوس زنجیره ی وقایع که شعبده ی خاص هولمز است به اقرار خود هولمز از او سر است.هولمز کاملا و صریحا تبیین می کند این اعترافش ربطی به تواضع ندارد، چرا که به نظرش “برای یک آدم منطقی هرچیزی باید عینا همان طوری که هست دیده شود؛ خود کوچک بینی همان قدر انحراف از حقیقت است که خود بزرگ بینی.از این رو وقتی می گویم که مایکرافت در قدرتِ مشاهده توانایی بیشتری از من دارد تو می توانی قبول کنی که من دارم حقیقتِ دقیق و عینی را بیان می کنم.”

نکته ی جالب اینجاست که چیزی مشابه بازی استنتاج مایکرافت و شرلوک در سریال، عینا در بخشی از همین داستان مترجم یونانی دیده می شود.جایی که شرلوک و برادرش گویی به مثابه ی یک بازی، به استنتاج پیشینه و حرفه و اسرار خصوصی رهگذران خیابان می پردازند و نکته ی مهم اینجاست که در این بخش، مایکرافت از شرلوک بهتر استنتاج می کند و حتی غلط ها و اشتباهات او را اصلاح می کند.و یا مثلا در اولین برخورد مایکرافت و شرلوک در مترجم یونانی، چنین مکالمه ای دیده می شود :

“راستی شرلوک، هفته پیش فکر می کردم به دیدنم می آیی تا در مورد پرونده ی “می نر هاوس” با من مشورت کنی.فکر می کردم ممکن است موضوع قدری برایت پیچیده باشد.”

خود شرلوک اقرار می کند بارها برای مشورت در حل بسیاری از پرونده ها به برادرش رجوع کرده و به کمک او پرده از راز معما برداشته است.در واقع مایکرافت هولمز در کتاب های کانن دویل به نوعی در نقش مشاور شرلوک هولمز در پیچیده ترین معماها که حتی ذهن ممتاز شرلوک هولمز هم از پس آن ها بر نمی آید ظاهر می شود.

بنابراین باید گفت انتقاد مبنی بر بیش از حد باهوش نشان داده شدن مایکرافت هولمز در شرلوکِ بی بی سی به هیچ عنوان وارد نیست و در واقع این همان چیزی بوده که کانن دویل مد نظر داشته و کسانی که این انتقاد را مطرح می کنند، به وضوح ریشه های شرلوک هولمز را نمی شناسند.

شخصیت و پیشه

در این بخش راه شرلوک و کتاب های کانن دویل در عین توازی و یکی بودن مقصد، تا حدی از هم جدا می شود.در داستان های کانن دویل، شرلوک در پاسخ به این موضوع که چرا مایکرافت هولمز که از نظر هوش و استعداد استنتاج از برادر کوچکش برتر است، کارآگاه سرشناسی نشده است، این طور بیان می کند که مایکرافت “همت و حوصله ی دل دادن به یک پرونده را ندارد”.در واقع شرلوک می گوید مایکرافت هولمز انقدر کاهل و تنبل است که ترجیح می دهد حرف غلط فرد مقابلش را قبول کند تا اینکه تلاش کند و مثل شرلوک با توضیح زنجیره ی استنتاج، درست بودن حرف خودش را به کرسی بنشاند.ضمن اینکه او هرگز دوست ندارد از صندلی خود بلند شود و در میانه ی لندن – آن طور که خود هولمز انجامش می دهد- به تحقیق و پرس و جو و جمع آوری اطلاعات بپردازد و لازمه ی حل یک پرونده چنین کارهایی است.در واقع شرلوک این طور می گوید : “اگر هنر کارآگاهی با عمل استدلال از روی یک صندلی آغاز می شد و در همانجا به پایان می رسید، برادر من بزرگ ترین کارآگاه جنایی جهان می شد.ولی نه جاه طلبی او را وسوسه می کند و نه همت از جای برخاستن دارد.”

در نقطه ی مقابل اما مایکرافت سریال شرلوک تا حد زیادی پر جنب و جوش است.شاید او را به اندازه ی شرلوک در حال دویدن در خیابان های لندن نبینیم، ولی با این حال او مرد عمل است.بارها به منزل برادرش سر می زند.بارها شخصا وارد عمل می شود و در جایی که باید حضور شخصی پیدا می کند و به طور کلی کهالتی مبالغه آمیزی که دویل در توصیف مایکرافت به کار برده در نسخه ی مارک گتیس از او دیده نمی شود.هرچند همچنان شباهت های خاصی نیز میان این دو مایکرافت وجود دارد که بزرگ ترینشان، باشگاه دیوژن، مکانی برای روزنامه خواندن و مطالعه افراد متنفذ و بلندمقام بدون هراس از مورد مزاحمت قرار گرفتن ولو توسط یک سخن کوتاه است که هم در کتاب های دویل دیده شده و هم در سریال و در هر دو، مایکرافت عضوی از باشگاه است(در کتاب حتی خود از موسسین آنجاست.)

درباره ی شغل و پیشه ی مایکرافت نیز سریال به درستی عمل کرده است.در کتاب ها و در مترجم یونانی، شرلوک هولمز توضیح می دهد که برادرش به استنتاج و معماهای کارآگاهی به چشم یک تفنن و تفریح نگاه می کند و به سبب هوش و استعداد فوق العاده ای که در کار کردن با اعداد دارد، شغل اصلیش حسابرسی ادارات دولتی است.اما بعدا و در “برنامه های بروس پارتینگتون” ، شرلوک چنین فاش می کند که نقش برادرش در دولت بیش از این هاست و “به نوعی او خود دولت بریتانیاست.ضروری ترین مرد تمام کشور” (این جمله در سریال شرلوک نیز ادا می شود)

خصوصیات ظاهری

این شاید بزرگ ترین نقطه ی افتراق کارهای کانن دویل با سریال شرلوک باشد.در حالی که مایکرافت سریال با فیزیک خاص مارک گتیس متمایز می شود، شکل ظاهری مایکرافت کانن دویل یک سره متفاوت است.به توصیفات واتسون توجه کنید:

مایکرافت هولمز تنومند تر و درشت اندام تر از شرلوک بود.بدنی کاملا فربه داشت ولی صورتش هرچند پهن و بزرگ بود نشانه هایی از تند و تیزی و هشیاری برادرش در آن مشاهده می شد.چشمانش، که به رنگ خاکستریِ زلالِ روشن بود، آن نگاه دورنگر و درون بینی را داشتند که نظیرش را تنها در شرلوک به هنگام به کار گرفتن تمام قوای ذهنی اش دیده بودم.

برادر شرلوک به من گفت : “از ملاقات جناب عالی خوشوقتم” و دست پهن و تختش را که به بالچه ی یک شیر دریایی شبیه بود به سوی من پیش آورد.

در واقع شاید بتوان گفت مایکرافت هولمزِ “استفن فرای” در فیلم شرلوک هولمز گای ریچی از نظر ظاهری، بسیار شبیه تر به آن چیزی است که کانن دویل توصیفش کرده.ولی از این نظر نمی توان قصور چندان زیادی را متوجه سریال دانست.شرلوک سریالی است که نه موریارتی و نه واتسون و نه شرلوکش از نظر ظاهری و حتی سنی چندان شبیه به تصویر توصیف شده به قلم کانن دویل نیستند.بنابراین جای تعجب نخواهد بود که مایکرافت هولمز آن نیز متفاوت باشد.

رابطه با شرلوک

در آغاز سریال شرلوک، مایکرافت هولمز با نام “بزرگ ترین دشمن خونی شرلوک هولمز” به ما معرفی می شود و حتی بسیاری در نوبت اول تماشا به اشتباه تصور بردند که او موریارتی باشد.به نظر می رسد که مایکرافت مثل یک برادر بزرگ تر که هوای برادر کوچکش را دارد، مراقب شرلوک است و از سوی دیگر شرلوک از مایکرافت و موقعیت شغلی اش در دولت انگلستان و کارهایی که می کند نفرت دارد(که این بخش سریال بهانه ای می شود برای اظهار نظر سیاسی موفات.”تا وقتی من نیستیم یه جنگ دیگه شروع نکنی مایکرافت.می دونی جنگ ها چطوری ترافیک راه می ندازن”)

در کارهای کانن دویل ولی رابطه ی این دو برادر را چیزی حاکی از احترام متقابل به یکدیگر می بینیم.البته باید تاکید کرد رابطه ی شرلوک هولمز و مایکرافت در سریال شرلوک به تدریج رشد می کند و پیچیده تر می شود و گویی با داستان “برادر سوم” در فصل چهارم، قرار است به چیزی حتی پیچیده تر هم تبدیل شود.ولی به طور خلاصه ، هرگز به رابطه ی خاص و احترام آمیزی که آن ها نسبت به یکدیگر دارند نمی رسد.در واقع یک موقعیت در اپیزود “نشانه ی ۳” که مایکرافت هولمز در نقش مشاور ذهنی شرلوک حاضر شده است و می تواند به خوبی نمایانگر احترام بالای شرلوک برای برادرش در نقش یک مغز بزرگ داشته باشد، به سرعت فدای رابطه ی شرلوک و جان می شود و با جایگزینی جان به جای مایکرافت توسط شرلوک، موقعیت از دست می رود.

سخن آخر مایکرافت هولمزِ سریال شرلوک به قطع یقین کاراکتر خاص و قابل توجهی است.هوش او و بسیاری از ویژگی های شخصتیش ریشه در کتاب های کلاسیک هولمز دارد.ولی در عین حال، جنبه های تازه و جدید و دیده نشده از این شخصیت به ما نمایانده شده که می تواند برای یک طرفدار کارهای دویل هم نا امید کننده باشد و هم جالب و بکر.بزرگ ترین تفاوت این مایکرافت با نمونه ی کلاسیکش شاید رابطه اش با شرلوک باشد که فرق های اساسی فراوانی دارد و باید دید موفات و گتیس آیا می توانند در فصل های آینده آن را به سرانجام قابل توجهی برسانند یا خیر؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *